veiled threats
تهدیدهای پنهان
veiled criticism
انتقادات پنهان
a veiled reference
اشاره پنهان
a thinly veiled criticism
یک انتقاد پنهان
a thinly veiled threat.
یک تهدید پنهان.
Dense fog veiled the bridge.
مه متراکم پل را پوشاند.
the veiled head of a bride.
سر پوشیده عروس
There was a barely veiled hostility in her tone.
در لحن او خصومتی به طور آشکار وجود نداشت.
she veiled her face.
او صورت خود را پوشاند.
She made a lot of thinly veiled accusations.
او اتهامات زیادی را به صورت پنهان مطرح کرد.
She veiled her face before she went out.
او صورت خود را قبل از خروج پوشاند.
Her words sounded like a veiled warning.
حرفهای او شبیه یک هشدار مبهم بود.
the veiled suggestions that reporters of his ilk seem to be so good at.
پیشنهادات پنهانی که گزارشگران همسبیدش به خوبی از پس آن برمیآیند.
Under scanning electron microscopy, a polyhedral and scale-like endocyst was covered with thick ectocyst and an ostiole was veiled with operculum at the junction of ectocyst and endocyst.
تحت میکروسکوپ الکترونی روبشی، یک اندوسیت چند وجهی و مقیاس مانند با اندوسیت ضخیم پوشیده شده بود و یک روزنه با اپراکولم در محل اتصال اندوسیت و اندوسیت پوشیده شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید