veiled

[ایالات متحده]/veɪld/
[بریتانیا]/veld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پنهان; پوشیده با حجاب; نامشخص; ضمنی
v. حجاب پوشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

veiled threats

تهدیدهای پنهان

veiled criticism

انتقادات پنهان

a veiled reference

اشاره پنهان

جملات نمونه

a thinly veiled criticism

یک انتقاد پنهان

a thinly veiled threat.

یک تهدید پنهان.

Dense fog veiled the bridge.

مه متراکم پل را پوشاند.

the veiled head of a bride.

سر پوشیده عروس

There was a barely veiled hostility in her tone.

در لحن او خصومتی به طور آشکار وجود نداشت.

she veiled her face.

او صورت خود را پوشاند.

She made a lot of thinly veiled accusations.

او اتهامات زیادی را به صورت پنهان مطرح کرد.

She veiled her face before she went out.

او صورت خود را قبل از خروج پوشاند.

Her words sounded like a veiled warning.

حرف‌های او شبیه یک هشدار مبهم بود.

the veiled suggestions that reporters of his ilk seem to be so good at.

پیشنهادات پنهانی که گزارشگران هم‌سبیدش به خوبی از پس آن برمی‌آیند.

Under scanning electron microscopy, a polyhedral and scale-like endocyst was covered with thick ectocyst and an ostiole was veiled with operculum at the junction of ectocyst and endocyst.

تحت میکروسکوپ الکترونی روبشی، یک اندوسیت چند وجهی و مقیاس مانند با اندوسیت ضخیم پوشیده شده بود و یک روزنه با اپراکولم در محل اتصال اندوسیت و اندوسیت پوشیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید