veiler

[ایالات متحده]/ˈveɪlə/
[بریتانیا]/ˈveɪlər/

ترجمه

vt. با چادر پوشاندن
vi. چادر پوشیدن
n. چادر یا پوشش

عبارات و ترکیب‌ها

bride veiler

حجاب عروس

face veiler

حجاب صورت

wedding veiler

حجاب عروسی

long veiler

حجاب بلند

lace veiler

حجاب با تور

silk veiler

حجاب ابریشمی

veiler style

سبک حجاب

veiler length

طول حجاب

veiler design

طراحی حجاب

جملات نمونه

the magician used a veiler to create an illusion.

جادوگر از یک پوشش برای ایجاد یک توهم استفاده کرد.

she wore a beautiful veiler for her wedding.

او یک پوشش زیبا برای عروسی‌اش پوشید.

the veiler added mystery to her appearance.

پوشش به ظاهر او رمز و راز اضافه کرد.

he lifted the veiler to reveal the surprise.

او پوشش را بلند کرد تا غافلگیری را نشان دهد.

in the play, the veiler symbolized hidden truths.

در نمایش، پوشش نمایانگر حقایق پنهان بود.

the artist painted a veiler over the landscape.

هنرمند یک پوشش را روی منظره نقاشی کرد.

she chose a delicate veiler for the ceremony.

او یک پوشش ظریف برای مراسم انتخاب کرد.

the veiler fluttered gently in the breeze.

پوشش به آرامی در نسیم وزید.

he admired the intricate designs on the veiler.

او طرح های پیچیده روی پوشش را تحسین کرد.

the veiler represented her transition into adulthood.

پوشش نشان دهنده گذار او به بزرگسالی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید