veiny

[ایالات متحده]/ˈveɪni/
[بریتانیا]/ˈveɪni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای رگ‌ها; مشخص شده با رگ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

veiny hands

دست‌های رگی

veiny leaves

برگ‌های رگی

veiny muscles

عضلات رگی

veiny arms

بازوهای رگی

veiny skin

پوست رگی

veiny legs

پاهای رگی

veiny structure

ساختار رگی

veiny pattern

الگوی رگی

veiny texture

بافت رگی

veiny appearance

ظاهر رگی

جملات نمونه

the artist painted a veiny leaf to show its texture.

هنرمند یک برگ رگدار نقاشی کرد تا بافت آن را نشان دهد.

her hands were veiny after a long day of work.

بعد از یک روز طولانی کار، دست‌های او رگدار بودند.

the doctor examined the veiny skin for any signs of disease.

پزشک پوست رگدار را برای هرگونه علائم بیماری بررسی کرد.

he noticed the veiny structure of the leaf under the microscope.

او ساختار رگدار برگ را زیر میکروسکوپ متوجه شد.

the athlete's veiny arms showed his dedication to training.

بازوهای رگدار ورزشکار نشان دهنده تعهد او به تمرین بود.

she admired the veiny pattern of the marble countertop.

او الگوی رگدار سنگ مرمر روی پیشخوان را تحسین کرد.

the veiny appearance of the fruit indicated its ripeness.

ظاهر رگدار میوه نشان دهنده رسیدن آن بود.

he has a veiny forehead when he is stressed.

وقتی استرس دارد، پیشانی او رگدار می‌شود.

the veiny design on the fabric added to its elegance.

طرح رگدار روی پارچه به ظرافت آن افزود.

they used a veiny wallpaper to create a unique atmosphere.

آنها از کاغذ دیواری رگدار برای ایجاد فضایی منحصر به فرد استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید