vellication

[ایالات متحده]/ˌvɛlɪˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌvɛlɪˈkeɪʃən/

ترجمه

n. انقباضات غیر ارادی عضلانی یا اسپاسم؛ تشنج عضلانی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

vellication of skin

ورایکاوی پوست

muscle vellication

ورایکاوی عضله

vellication response

پاسخ ورایکاوی

nervous vellication

ورایکاوی عصبی

vellication sensation

احساس ورایکاوی

vellication reflex

رفلکس ورایکاوی

vellication occurrence

وقوع ورایکاوی

vellication phenomenon

پدیده‌ی ورایکاوی

vellication trigger

فعال‌ساز ورایکاوی

vellication study

مطالعه ورایکاوی

جملات نمونه

his sudden vellication startled everyone in the room.

این حرکت ناگهانی باعث حیرت همه در اتاق شد.

the cat experienced a vellication when it saw the mouse.

گربه هنگام دیدن موش دچار یک حرکت ناگهانی شد.

she felt a vellication of excitement as the concert began.

همانطور که کنسرت شروع شد، او احساس یک حرکت ناگهانی از هیجان کرد.

the dog's vellication indicated it was time to play.

حرکت ناگهانی سگ نشان می داد که وقت بازی است.

he could not control the vellication that came over him.

او نمی توانست حرکتی ناگهانی که بر او غلبه کرد را کنترل کند.

her vellication was a sign of her nervousness.

حرکت ناگهانی او نشانه ای از عصبی بودن او بود.

the sudden vellication made him drop his drink.

حرکت ناگهانی باعث شد او نوشیدنی خود را روی زمین بیندازد.

during the presentation, a vellication of laughter erupted.

در طول ارائه، خنده ای ناگهانی فوران کرد.

she experienced a vellication of pain after the fall.

پس از سقوط، او یک حرکت ناگهانی از درد را تجربه کرد.

the vellication of the leaves in the wind was mesmerizing.

حرکت ناگهانی برگ ها در باد مسحور کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید