jerked suddenly
کشیده شدن ناگهانی
jerked uncontrollably
کشیده شدن به طور غیرقابل کنترل
jerking motion
حرکت ناگهانی
muscle jerking
کشیدگی عضلانی
involuntary jerking
کشیدگی غیرارادی
clean and jerk
حرکت تمیز و پرتاب
knee jerk
واکنش ناگهانی
the film is overladen with tear-jerking moments.
فیلم مملو از صحنههای احساسبرانگیز است.
He was jerking the fishing rod to catch a big fish.
او داشت چوب ماهیگیری را به شدت بالا و پایین میکرد تا یک ماهی بزرگ را صید کند.
The car kept jerking as the driver struggled to shift gears smoothly.
ماشین به دلیل مشکل راننده در تعویض دنده به آرامی، به شدت به حرکت ادامه میداد.
She felt a sudden jerking motion as the roller coaster started moving.
وقتی قطار کوهستانی شروع به حرکت کرد، او یک حرکت ناگهانی و شدید احساس کرد.
The machine malfunctioned, causing a jerking movement in the conveyor belt.
ماشین دچار نقص فنی شد و باعث حرکت ناگهانی تسمه نقاله شد.
The horse was jerking its head in frustration, refusing to obey the rider's commands.
اسب سر خود را به دلیل ناراحتی بالا و پایین میکرد و از اطاعت از دستورات سوارکار امتناع میکرد.
The dancer's jerking movements added a dynamic element to the performance.
حرکات ناگهانی و شدید رقصنده، عنصری پویا به اجرا اضافه کرد.
The old engine was jerking and sputtering, indicating it needed maintenance.
موتور قدیمی به شدت به حرکت در میآمد و سرفه میکرد که نشان میداد به تعمیر و نگهداری نیاز دارد.
He felt a sharp jerking pain in his back after lifting heavy boxes all day.
بعد از اینکه تمام روز جعبههای سنگین بلند کرد، او یک درد شدید و ناگهانی در کمرش احساس کرد.
The jerking motion of the train made it difficult to walk down the aisle.
حرکات ناگهانی قطار راه رفتن در راهرو را دشوار میکرد.
She was jerking the rope to get the attention of the people on the other side.
او طناب را به شدت بالا و پایین میکرد تا توجه افراد در آن طرف را جلب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید