venerator of art
دوستدارنده هنر
venerator of nature
دوستدارنده طبیعت
venerator of beauty
دوستدارنده زیبایی
venerator of wisdom
دوستدارنده خرد
venerator of culture
دوستدارنده فرهنگ
venerator of history
دوستدارنده تاریخ
venerator of truth
دوستدارنده حقیقت
venerator of knowledge
دوستدارنده دانش
venerator of freedom
دوستدارنده آزادی
venerator of peace
دوستدارنده صلح
the venerator of ancient artifacts shared his collection with the public.
مورِّد احترام آثار باستانی، مجموعه خود را با عموم در میان گذاشت.
as a venerator of nature, she spends her weekends hiking in the mountains.
همانطور که فردی عاشق طبیعت است، آخر هفته های خود را صرف پیاده روی در کوه ها می کند.
the venerator of classical music attended the concert every year.
مورِّد احترام موسیقی کلاسیک، هر سال در کنسرت شرکت می کرد.
he is known as a venerator of literature, often quoting famous authors.
او به عنوان فردی که عاشق ادبیات است شناخته می شود و اغلب از نویسندگان مشهور نقل قول می کند.
the museum hosted an event for venerator of historical paintings.
موزه رویدادی را برای مورِّد احترام نقاشان تاریخی برگزار کرد.
being a venerator of wildlife, she volunteers at the animal shelter.
با توجه به اینکه عاشق حیات وحش است، به طور داوطلبانه در پناهگاه حیوانات کار می کند.
the venerator of traditional crafts organized a workshop.
مورِّد احترام هنرهای سنتی کارگاهی را سازماندهی کرد.
he is a venerator of the arts, supporting local artists in his community.
او فردی است که عاشق هنر است و از هنرمندان محلی در جامعه خود حمایت می کند.
the venerator of philosophy often engages in deep discussions.
مورِّد احترام فلسفه اغلب در بحث های عمیق شرکت می کند.
as a venerator of technology, he always stays updated with the latest gadgets.
همانطور که فردی عاشق فناوری است، همیشه از آخرین گجت ها مطلع است.
venerator of art
دوستدارنده هنر
venerator of nature
دوستدارنده طبیعت
venerator of beauty
دوستدارنده زیبایی
venerator of wisdom
دوستدارنده خرد
venerator of culture
دوستدارنده فرهنگ
venerator of history
دوستدارنده تاریخ
venerator of truth
دوستدارنده حقیقت
venerator of knowledge
دوستدارنده دانش
venerator of freedom
دوستدارنده آزادی
venerator of peace
دوستدارنده صلح
the venerator of ancient artifacts shared his collection with the public.
مورِّد احترام آثار باستانی، مجموعه خود را با عموم در میان گذاشت.
as a venerator of nature, she spends her weekends hiking in the mountains.
همانطور که فردی عاشق طبیعت است، آخر هفته های خود را صرف پیاده روی در کوه ها می کند.
the venerator of classical music attended the concert every year.
مورِّد احترام موسیقی کلاسیک، هر سال در کنسرت شرکت می کرد.
he is known as a venerator of literature, often quoting famous authors.
او به عنوان فردی که عاشق ادبیات است شناخته می شود و اغلب از نویسندگان مشهور نقل قول می کند.
the museum hosted an event for venerator of historical paintings.
موزه رویدادی را برای مورِّد احترام نقاشان تاریخی برگزار کرد.
being a venerator of wildlife, she volunteers at the animal shelter.
با توجه به اینکه عاشق حیات وحش است، به طور داوطلبانه در پناهگاه حیوانات کار می کند.
the venerator of traditional crafts organized a workshop.
مورِّد احترام هنرهای سنتی کارگاهی را سازماندهی کرد.
he is a venerator of the arts, supporting local artists in his community.
او فردی است که عاشق هنر است و از هنرمندان محلی در جامعه خود حمایت می کند.
the venerator of philosophy often engages in deep discussions.
مورِّد احترام فلسفه اغلب در بحث های عمیق شرکت می کند.
as a venerator of technology, he always stays updated with the latest gadgets.
همانطور که فردی عاشق فناوری است، همیشه از آخرین گجت ها مطلع است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید