| جمع | ventriloquys |
ventriloquy act
نمایش شعبده با عروسک
ventriloquy dummy
عروسک شعبده
ventriloquy technique
تکنیک شعبده با عروسک
ventriloquy voice
صدای شعبده
ventriloquy performance
اجرای شعبده با عروسک
ventriloquy show
نمایش شعبده
ventriloquy skill
مهارت شعبده با عروسک
ventriloquy artist
هنرمند شعبده با عروسک
ventriloquy puppet
عروسکگردان
ventriloquy practice
تمرین شعبده با عروسک
his talent for ventriloquy amazed the audience.
استعداد او در نوحهخوانی باعث شگفتی حاضران شد.
she practiced ventriloquy every day to improve her skills.
او هر روز برای بهبود مهارتهای خود نوحهخوانی تمرین میکرد.
ventriloquy requires a lot of practice and dedication.
نوحهخوانی نیاز به تمرین و تعهد زیادی دارد.
he used ventriloquy to entertain children at the party.
او از نوحهخوانی برای سرگرمی کودکان در مهمانی استفاده کرد.
learning ventriloquy can be a fun and rewarding experience.
یادگیری نوحهخوانی میتواند یک تجربه سرگرمکننده و پاداشدهنده باشد.
ventriloquy artists often create unique characters.
هنرمندان نوحهخوان اغلب شخصیتهای منحصر به فردی ایجاد میکنند.
she performed a ventriloquy act that left everyone laughing.
او یک نمایش نوحهخوانی اجرا کرد که باعث خنده همه شد.
ventriloquy can be used in storytelling to bring characters to life.
میتوان از نوحهخوانی در داستانسرایی برای زنده کردن شخصیتها استفاده کرد.
his ventriloquy skills impressed the judges in the competition.
مهارتهای نوحهخوانی او داوران را در مسابقه تحت تاثیر قرار داد.
many comedians incorporate ventriloquy into their routines.
بسیاری از کمدینها نوحهخوانی را در برنامههای خود گنجاندهاند.
ventriloquy act
نمایش شعبده با عروسک
ventriloquy dummy
عروسک شعبده
ventriloquy technique
تکنیک شعبده با عروسک
ventriloquy voice
صدای شعبده
ventriloquy performance
اجرای شعبده با عروسک
ventriloquy show
نمایش شعبده
ventriloquy skill
مهارت شعبده با عروسک
ventriloquy artist
هنرمند شعبده با عروسک
ventriloquy puppet
عروسکگردان
ventriloquy practice
تمرین شعبده با عروسک
his talent for ventriloquy amazed the audience.
استعداد او در نوحهخوانی باعث شگفتی حاضران شد.
she practiced ventriloquy every day to improve her skills.
او هر روز برای بهبود مهارتهای خود نوحهخوانی تمرین میکرد.
ventriloquy requires a lot of practice and dedication.
نوحهخوانی نیاز به تمرین و تعهد زیادی دارد.
he used ventriloquy to entertain children at the party.
او از نوحهخوانی برای سرگرمی کودکان در مهمانی استفاده کرد.
learning ventriloquy can be a fun and rewarding experience.
یادگیری نوحهخوانی میتواند یک تجربه سرگرمکننده و پاداشدهنده باشد.
ventriloquy artists often create unique characters.
هنرمندان نوحهخوان اغلب شخصیتهای منحصر به فردی ایجاد میکنند.
she performed a ventriloquy act that left everyone laughing.
او یک نمایش نوحهخوانی اجرا کرد که باعث خنده همه شد.
ventriloquy can be used in storytelling to bring characters to life.
میتوان از نوحهخوانی در داستانسرایی برای زنده کردن شخصیتها استفاده کرد.
his ventriloquy skills impressed the judges in the competition.
مهارتهای نوحهخوانی او داوران را در مسابقه تحت تاثیر قرار داد.
many comedians incorporate ventriloquy into their routines.
بسیاری از کمدینها نوحهخوانی را در برنامههای خود گنجاندهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید