vercingetorix

[ایالات متحده]/ˌvɜːsɪŋˈɡɛtərɪks/
[بریتانیا]/ˌvɜrsɪŋˈɡɛtərɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رهبر قیام گالی

عبارات و ترکیب‌ها

vercingetorix statue

مجسمه ورسینگتوریگز

vercingetorix battle

نبرد ورسینگتوریگز

vercingetorix leader

رهبر ورسینگتوریگز

vercingetorix legacy

میراث ورسینگتوریگز

vercingetorix history

تاریخچه ورسینگتوریگز

vercingetorix revolt

قیام ورسینگتوریگز

vercingetorix victory

پیروزی ورسینگتوریگز

vercingetorix campaign

کمپین ورسینگتوریگز

vercingetorix gaul

ورسینگتوریگز گُل

vercingetorix resistance

مقاومت ورسینگتوریگز

جملات نمونه

vercingetorix was a legendary gallic leader.

ورسینگتورییکس یک رهبر گالی افسانه‌ای بود.

many historians study vercingetorix's tactics.

بسیاری از مورخانین تاکتیک‌های ورسینگتورییکس را مطالعه می‌کنند.

vercingetorix united various tribes against the romans.

ورسینگتورییکس قبایل مختلف را در برابر رومیان متحد کرد.

the defeat of vercingetorix marked a significant event in history.

شکست ورسینگتورییکس یک رویداد مهم در تاریخ را نشان داد.

vercingetorix's story is often told in schools.

داستان ورسینگتورییکس اغلب در مدارس گفته می‌شود.

some believe vercingetorix was a symbol of resistance.

برخی معتقدند ورسینگتورییکس نماد مقاومت بود.

vercingetorix's legacy continues to inspire many.

میراث ورسینگتورییکس همچنان الهام بخش بسیاری است.

the siege of alesia was crucial for vercingetorix.

محاصره آلیا برای ورسینگتورییکس بسیار مهم بود.

vercingetorix's leadership style is often analyzed.

سبک رهبری ورسینگتورییکس اغلب مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

books about vercingetorix can be found in libraries.

کتاب‌هایی درباره ورسینگتورییکس را می‌توان در کتابخانه‌ها پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید