verges

[ایالات متحده]/vɜːdʒɪz/
[بریتانیا]/vɜrdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لبه‌ها یا حاشیه‌های چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

verges on

در آستانه

verges towards

به سمت

verges away

دور از

verges with

همراه با

verges between

بین

verges upon

نزدیک به

verges close

نزدیک

verges parallel

موازی

verges near

نزدیک

verges outside

بیرون از

جملات نمونه

the road verges on a beautiful lake.

جاده کنار یک دریاچه زیبا قرار دارد.

her behavior verges on the absurd.

رفتار او به سمت پوچ بودن گرایش دارد.

the discussion verges on a heated argument.

بحث به سمت یک بحث داغ پیش می‌رود.

the novel verges on a fantasy genre.

رمان به سمت ژانر فانتزی گرایش دارد.

his opinions often verges on the extreme.

نظرات او اغلب به سمت افراط گرایش دارد.

the path verges into a dense forest.

مسیر به سمت یک جنگل متراکم می‌رود.

the project verges on being a complete failure.

پروژه در آستانه شکست کامل قرار دارد.

her laughter verges on being contagious.

خنده او در آستانه سرایت‌کنندگی قرار دارد.

the debate verges on personal attacks.

بحث به سمت حملات شخصی گرایش دارد.

the landscape verges on the spectacular.

مناظر در آستانه دیدنی بودن قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید