| جمع | vermicellis |
vermicelli soup
سوپ رشته
fried vermicelli
رشته سرخ شده
vermicelli salad
سالاد رشته
vermicelli noodles
رشته
vermicelli dish
غذا با رشته
spicy vermicelli
رشته تند
vermicelli stir-fry
رشته های سرخ شده
vermicelli bowl
حوله رشته
vermicelli recipe
دستور تهیه رشته
vermicelli rolls
رولت رشته
vermicelli is a popular ingredient in many asian dishes.
ورمیسیلی یک مادهی محبوب در بسیاری از غذاهای آسیایی است.
i love adding vermicelli to my soups for extra texture.
من عاشق اضافه کردن ورمیسیلی به سوپهایم برای بافت بیشتر هستم.
she prepared a delicious stir-fried vermicelli dish.
او یک غذای ورمیسیلی سرخ شده خوشمزه آماده کرد.
vermicelli can be made from rice or mung beans.
ورمیسیلی را میتوان از برنج یا لوبیا سبز تهیه کرد.
we enjoyed a spicy vermicelli salad at the restaurant.
ما یک سالاد ورمیسیلی تند در رستوران از آن لذت بردیم.
vermicelli noodles soak up the flavors of the broth.
نودلهای ورمیسیلی طعم آبگوشت را جذب میکنند.
she learned how to make homemade vermicelli from scratch.
او یاد گرفت که چگونه ورمیسیلی خانگی را از ابتدا درست کند.
vermicelli is often used in spring rolls and soups.
ورمیسیلی اغلب در رولهای بهار و سوپ استفاده میشود.
we bought some vermicelli to make a traditional dish.
ما مقداری ورمیسیلی خریدیم تا یک غذای سنتی درست کنیم.
she garnished the dish with fresh herbs and vermicelli.
او غذا را با سبزیجات تازه و ورمیسیلی تزئین کرد.
vermicelli soup
سوپ رشته
fried vermicelli
رشته سرخ شده
vermicelli salad
سالاد رشته
vermicelli noodles
رشته
vermicelli dish
غذا با رشته
spicy vermicelli
رشته تند
vermicelli stir-fry
رشته های سرخ شده
vermicelli bowl
حوله رشته
vermicelli recipe
دستور تهیه رشته
vermicelli rolls
رولت رشته
vermicelli is a popular ingredient in many asian dishes.
ورمیسیلی یک مادهی محبوب در بسیاری از غذاهای آسیایی است.
i love adding vermicelli to my soups for extra texture.
من عاشق اضافه کردن ورمیسیلی به سوپهایم برای بافت بیشتر هستم.
she prepared a delicious stir-fried vermicelli dish.
او یک غذای ورمیسیلی سرخ شده خوشمزه آماده کرد.
vermicelli can be made from rice or mung beans.
ورمیسیلی را میتوان از برنج یا لوبیا سبز تهیه کرد.
we enjoyed a spicy vermicelli salad at the restaurant.
ما یک سالاد ورمیسیلی تند در رستوران از آن لذت بردیم.
vermicelli noodles soak up the flavors of the broth.
نودلهای ورمیسیلی طعم آبگوشت را جذب میکنند.
she learned how to make homemade vermicelli from scratch.
او یاد گرفت که چگونه ورمیسیلی خانگی را از ابتدا درست کند.
vermicelli is often used in spring rolls and soups.
ورمیسیلی اغلب در رولهای بهار و سوپ استفاده میشود.
we bought some vermicelli to make a traditional dish.
ما مقداری ورمیسیلی خریدیم تا یک غذای سنتی درست کنیم.
she garnished the dish with fresh herbs and vermicelli.
او غذا را با سبزیجات تازه و ورمیسیلی تزئین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید