vermicular

[ایالات متحده]/vɜːˈmɪkjʊlə/
[بریتانیا]/vɜrˈmɪkjələr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کرم‌مانند؛ شبیه کرم؛ مشخصه حرکت خزیدن یا پیچیدن؛ به شکل کرم

عبارات و ترکیب‌ها

vermicular motion

حرکت کرم مانند

vermicular pattern

الگوی کرم مانند

vermicular structure

ساختار کرم مانند

vermicular soil

خاک کرم مانند

vermicular growth

رشد کرم مانند

vermicular design

طراحی کرم مانند

vermicular texture

بافت کرم مانند

vermicular form

فرم کرم مانند

vermicular feature

ویژگی کرم مانند

vermicular behavior

رفتار کرم مانند

جملات نمونه

the artist used a vermicular pattern in her painting.

هنرمند از یک الگوی کرم مانند در نقاشی خود استفاده کرد.

the soil had a vermicular texture that was perfect for planting.

خاک دارای بافتی کرم مانند بود که برای کاشت مناسب بود.

vermicular designs can enhance the beauty of any landscape.

طرح‌های کرم مانند می‌توانند زیبایی هر مناظری را افزایش دهند.

the architect incorporated vermicular elements into the building's facade.

معمار عناصر کرم مانند را در نمای ساختمان گنجاند.

she admired the vermicular lines on the ancient manuscript.

او خطوط کرم مانند روی نسخه خط باستانی را تحسین کرد.

vermicular growth patterns are often seen in certain plant species.

الگوهای رشد کرم مانند اغلب در برخی از گونه‌های گیاهی دیده می‌شوند.

the sculpture featured a vermicular form that captivated viewers.

مجسمه دارای قالبی کرم مانند بود که بینندگان را مجذوب خود کرد.

vermicular shapes can symbolize movement and fluidity in art.

شکل‌های کرم مانند می‌توانند نمادی از حرکت و سیالیت در هنر باشند.

they discovered a vermicular pattern in the rock formation.

آنها یک الگوی کرم مانند را در ساختار صخره کشف کردند.

the vermicular design on the pottery was quite intricate.

طرح کرم مانند روی سفال کاری بسیار پیچیده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید