versatilist

[ایالات متحده]/ˈvɜːsəˌtaɪlɪst/
[بریتانیا]/ˈvɝːsəˌtaɪlɪst/

ترجمه

n. فردی با دانش گسترده و توانایی بالا؛ یک متخصص چند منظوره.

عبارات و ترکیب‌ها

versatilist skills

مهارت‌های چندمنظوره

versatilist mindset

ذهن چندمنظوره

a versatilist

یک چندمنظوره

versatilists collaborate

چندمنظوره‌ها همکاری می‌کنند

becoming a versatilist

شدن چندمنظوره

versatilist approach

رویکرد چندمنظوره

versatilist solutions

راه‌حل‌های چندمنظوره

versatilist thinking

فکر چندمنظوره

versatilist leader

رهبر چندمنظوره

versatilist team

تیم چندمنظوره

جملات نمونه

as a versatilist, she adapts quickly to changing priorities and keeps the team moving.

به عنوان یک متخصص چندوظیفه‌ای، او به سرعت به تغییرات اولویت‌ها سازگار می‌شود و تیم را در حرکت می‌گذارد.

the versatilist brings a broad skill set and bridges gaps between design, engineering, and marketing.

متخصص چندوظیفه‌ای مهارت‌های گسترده‌ای به همراه می‌آورد و فاصله‌های بین طراحی، مهندسی و بازاریابی را پر می‌کند.

we hired a versatilist to wear multiple hats during the early-stage startup phase.

ما یک متخصص چندوظیفه‌ای را استخدام کردیم تا در فاز اولیه شروع کار، چندین نقش را بپوشاند.

his versatilist mindset helps him learn new tools fast and deliver across different projects.

ذهن چندوظیفه‌ای او به او کمک می‌کند تا به سرعت ابزارهای جدید را یاد بگیرد و در پروژه‌های مختلف تحویل دهد.

a true versatilist thrives in cross-functional teams and communicates clearly with everyone.

یک متخصص چندوظیفه‌ای واقعی در تیم‌های چندرشته‌ای به خوبی کار می‌کند و به وضوح با همه ارتباط برقرار می‌کند.

the versatilist takes ownership of the whole process, from planning to execution to review.

متخصص چندوظیفه‌ای مسئولیت کل فرآیند را از برنامه‌ریزی تا اجرای آن و تبیین آن می‌پذیرد.

our versatilist approach reduces handoffs and improves collaboration across departments.

رویکرد چندوظیفه‌ای ما انتقال‌های بین‌بخشی را کاهش می‌دهد و همکاری بین بخش‌ها را بهبود می‌بخشد.

she’s a versatilist by nature, switching roles smoothly when the situation demands it.

او به طبیعت یک متخصص چندوظیفه‌ای دارد و زمانی که شرایط این را می‌طلبد، نقش‌ها را به سبکی تغییر می‌دهد.

the company values a versatilist who can handle ambiguity and still meet deadlines.

شرکت به یک متخصص چندوظیفه‌ای ارزش می‌دهد که می‌تواند با عدم قطعیت کار کند و همچنان به موقع مهلت‌ها را رعایت کند.

as a versatilist, he balances depth and breadth while building practical solutions.

به عنوان یک متخصص چندوظیفه‌ای، او در حالی که راه حل‌های عملی می‌سازد، عمق و گستردگی را تعادل می‌بخشد.

the versatilist stepped in to troubleshoot, document the fix, and train the support team.

متخصص چندوظیفه‌ای وارد شد تا مشکل را برطرف کند، راه حل را مستند کند و تیم پشتیبانی را آموزش دهد.

in a small team, a versatilist often becomes the go-to person for urgent problems.

در یک تیم کوچک، یک متخصص چندوظیفه‌ای معمولاً شخص اول برای حل مسائل فوری می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید