multitalented

[ایالات متحده]/ˌmʌl.tiˈtæl.əntɪd/
[بریتانیا]/ˌmʌl.tiˈtæl.ən.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای استعدادها یا مهارت‌های زیاد
n. شخصی با استعدادها یا مهارت‌های زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

multitalented artist

هنرمند چند وجهه

multitalented individual

فرد چند وجهه

multitalented performer

اجرای کننده چند وجهه

multitalented team

تیم چند وجهه

multitalented musician

موسیقیدان چند وجهه

multitalented professional

حرفه ای چند وجهه

multitalented leader

رهبر چند وجهه

multitalented creator

خالق چند وجهه

multitalented writer

نویسنده چند وجهه

multitalented designer

طراح چند وجهه

جملات نمونه

the multitalented artist can paint, sing, and dance.

هنرمند چندوجهی می‌تواند نقاشی بکشد، بخواند و برقصد.

she is known for being a multitalented individual in her field.

او به خاطر یک فرد چندوجهی در زمینه فعالیت خود شناخته شده است.

his multitalented nature makes him a valuable team member.

طبع چندوجهی او باعث می‌شود یک عضو ارزشمند تیم باشد.

being multitalented can open many doors in your career.

چندوجهی بودن می‌تواند درهای زیادی را در مسیر شغلی شما باز کند.

she showcased her multitalented skills at the talent show.

او مهارت‌های چندوجهی خود را در نمایش استعداد به نمایش گذاشت.

many multitalented individuals often pursue multiple careers.

بسیاری از افراد چندوجهی اغلب چندین شغل را دنبال می‌کنند.

the multitalented chef also writes cookbooks.

آشپز چندوجهی همچنین کتاب‌های آشپزی می‌نویسد.

his multitalented abilities impressed everyone at the event.

توانایی‌های چندوجهی او همه را در این رویداد تحت تاثیر قرار داد.

she is a multitalented performer who captivates audiences.

او یک هنرمند چندوجهی است که مخاطبان را مجذوب می‌کند.

being multitalented helps in adapting to different situations.

چندوجهی بودن به انطباق با شرایط مختلف کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید