verseds

[ایالات متحده]/ˈvɜːsɛdz/
[بریتانیا]/ˈvɜrˌsɛdz/

ترجمه

adj. ماهر یا آگاه در یک زمینه خاص

عبارات و ترکیب‌ها

well versed

مسلط

versed in

آشنا به

versed about

آگاه به

verseds skills

مهارت‌های مرتبط

verseds topics

موضوعات مرتبط

verseds areas

حوزه‌های مرتبط

verseds knowledge

دانش مرتبط

verseds experience

تجربه مرتبط

verseds practices

روش‌های مرتبط

verseds techniques

تکنیک‌های مرتبط

جملات نمونه

she is well versed in classical literature.

او در ادبیات کلاسیک سررشته دارد.

he is versed in multiple programming languages.

او در چندین زبان برنامه نویسی مهارت دارد.

the lawyer is versed in international law.

وکیل در حقوق بین‌الملل سررشته دارد.

they are well versed in the art of negotiation.

آنها در هنر مذاکره مهارت دارند.

she is versed in the latest technology trends.

او در آخرین روندها و گرایش‌های فناوری اطلاعات مهارت دارد.

he is well versed in financial management.

او در مدیریت مالی سررشته دارد.

she is versed in various cultural traditions.

او در سنت‌های فرهنگی مختلف مهارت دارد.

they are well versed in environmental issues.

آنها در مسائل زیست محیطی مهارت دارند.

he is versed in the history of art.

او در تاریخ هنر سررشته دارد.

she is well versed in project management.

او در مدیریت پروژه مهارت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید