vestals

[ایالات متحده]/ˈvɛstəl/
[بریتانیا]/ˈvɛstl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خالص؛ باکره؛ مربوط به باکره مقدس
n. باکره؛ باکره مقدس؛ راهبه

عبارات و ترکیب‌ها

vestal virgin

نجیب‌دوش

vestal flame

آتش ویستا

vestal temple

معبد ویستا

vestal duties

وظایف ویستا

vestal order

ترتیب ویستا

vestal rites

آداب ویستا

vestal status

وضعیت ویستا

vestal offerings

نذورات ویستا

vestal guardians

نگهبانان ویستا

vestal priestess

کاهنه‌ی ویستا

جملات نمونه

the vestal virgin was revered in ancient rome.

نجیب‌زاده باکره ویستال در روم باستان مورد احترام بود.

her vestal dedication to her studies impressed everyone.

تعهد ویستال او به تحصیلات همه را تحت تأثیر قرار داد.

the vestal flame symbolizes purity and devotion.

شعله ویستال نماد پاکی و فداکاری است.

he approached the task with a vestal spirit.

او این کار را با روحیه ویستال پیش برد.

the vestal role was crucial in maintaining the city's safety.

نقش ویستال در حفظ امنیت شهر بسیار مهم بود.

she wore a vestal gown during the ceremony.

او در طول مراسم یک لباس ویستال پوشید.

the vestal traditions have been passed down through generations.

رسوم ویستال از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

they viewed her as a vestal figure in their community.

آنها او را به عنوان یک چهره ویستال در جامعه خود می دیدند.

her vestal commitment to charity was inspiring.

تعهد ویستال او به خیریه الهام بخش بود.

the vestal rites were performed with great solemnity.

آیین های ویستال با شکوه و جدی انجام می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید