videotaping

[ایالات متحده]/ˈvɪdɪəʊteɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈvɪdioʊteɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ضبط یک برنامه بر روی نوار

عبارات و ترکیب‌ها

videotaping session

جلسه ضبط ویدیو

videotaping event

رویداد ضبط ویدیو

videotaping interview

مصاحبه ضبط ویدیو

videotaping process

فرآیند ضبط ویدیو

videotaping guidelines

دستورالعمل‌های ضبط ویدیو

videotaping equipment

تجهیزات ضبط ویدیو

videotaping policy

سیاست ضبط ویدیو

videotaping rights

حقوق ضبط ویدیو

videotaping location

محل ضبط ویدیو

videotaping techniques

تکنیک‌های ضبط ویدیو

جملات نمونه

we are videotaping the entire event for future reference.

ما در حال ضبط کل رویداد برای ارجاع آینده هستیم.

he enjoys videotaping his travel adventures.

او از ضبط ماجراهای سفر خود لذت می برد.

the teacher is videotaping the class for online lessons.

معلم کلاس را برای دروس آنلاین ضبط می کند.

she is videotaping her performance for her portfolio.

او اجرای خود را برای نمونه کارش ضبط می کند.

they are videotaping interviews for the documentary.

آنها مصاحبه ها را برای مستند ضبط می کنند.

we need to ask for permission before videotaping in public places.

ما باید قبل از ضبط در مکان های عمومی اجازه بگیریم.

he forgot to turn off the camera while videotaping.

او فراموش کرد در حین ضبط دوربین را خاموش کند.

videotaping can help improve your editing skills.

ضبط می تواند به بهبود مهارت های ویرایش شما کمک کند.

they are videotaping the rehearsal for the upcoming show.

آنها تمرین را برای نمایش آینده ضبط می کنند.

she plans on videotaping her cooking process to share online.

او قصد دارد فرآیند پخت و پز خود را برای به اشتراک گذاری آنلاین ضبط کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید