viking

[ایالات متحده]/'vaikiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دزدان دریایی، دزد دریایی نوردیک، جنگجوی اسکاندیناوی.

جملات نمونه

The viking warriors sailed across the seas in their longships.

ویکینگ‌های جنگجو با کشتی‌های بلند خود از میان دریاها عبور کردند.

The viking helmet was adorned with horns.

سر کلاه ویکینگ با شاخص‌هایی تزئین شده بود.

Many viking artifacts have been discovered in Scandinavia.

آثار باستانی بسیاری از ویکینگ‌ها در اسکاندیناوی کشف شده است.

The viking raiders were known for their fierce attacks.

غارتگران ویکینگ به دلیل حملات وحشیانه‌شان مشهور بودند.

The viking age lasted from the late 8th century to the mid-11th century.

عصر وایکینگ‌ها از اواخر قرن هشتم تا اواسط قرن یازدهم طول کشید.

Viking settlements were established in various parts of Europe.

مستعمرات وایکینگ‌ها در بخش‌های مختلف اروپا تأسیس شدند.

Viking longships were designed for both speed and agility.

کشتی‌های بلند وایکینگ‌ها هم برای سرعت و هم برای چابکی طراحی شده بودند.

The viking chieftain led his men into battle.

رهبر وایکینگ‌ها مردانش را به جنگ هدایت کرد.

Viking mythology is rich in tales of gods and heroes.

اساطیر وایکینگ‌ها مملو از داستان‌های خدایان و قهرمانان است.

Viking culture had a strong influence on the history of the Nordic region.

فرهنگ وایکینگ تأثیر زیادی بر تاریخ منطقه اسکاندیناوی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید