virid

[ایالات متحده]/ˈvɪrɪd/
[بریتانیا]/ˈvɪrɪd/

ترجمه

adj. سبز; سرسبز; از رنگ سبز

عبارات و ترکیب‌ها

virid hue

رنگ سبزآبی

virid plant

گیاه سبزآبی

virid foliage

برگ سبزآبی

virid landscape

منظره سبزآبی

virid garden

باغ سبزآبی

virid growth

رشد سبزآبی

virid shade

سایه سبزآبی

virid energy

انرژی سبزآبی

virid environment

محیط سبزآبی

virid art

هنر سبزآبی

جملات نمونه

the virid landscape was breathtaking.

مناظر سرسبز واقعاً خیره کننده بود.

she wore a virid dress to the party.

او یک لباس سبز رنگ به مهمانی پوشید.

the virid leaves rustled in the wind.

برگ‌های سبز رنگ در باد خش‌خش می‌کردند.

we admired the virid hills during our hike.

ما تپه‌های سرسبز را در طول پیاده‌روی خود تحسین کردیم.

the virid color symbolizes renewal.

رنگ سبز نماد تجدید حیات است.

he painted the room in a virid shade.

او اتاق را با رنگ سبز رنگ نقاشی کرد.

the garden was filled with virid plants.

باغ پر از گیاهان سبز رنگ بود.

she chose virid accents for her decor.

او برای دکوراسیون خود جزئیات سبز رنگ انتخاب کرد.

the virid foliage provided shade on a sunny day.

درختچه‌های سبز رنگ در یک روز آفتابی سایه ایجاد کردند.

he felt calm in the virid surroundings.

او در محیط سبز رنگ احساس آرامش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید