viscid

[ایالات متحده]/ˈvɪs.ɪd/
[بریتانیا]/ˈvɪs.ɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چسبناک; چسبنده; دارای کیفیت چسبنده و غلیظ

عبارات و ترکیب‌ها

viscid liquid

مایع چسبناک

viscid substance

ماده چسبناک

viscid texture

بافت چسبناک

viscid material

جنس چسبناک

viscid film

لایه چسبناک

viscid paste

خمیر چسبناک

viscid mixture

مخلوط چسبناک

viscid mass

توده چسبناک

viscid fluid

سیال چسبناک

viscid solution

راه حل چسبناک

جملات نمونه

the syrup is very viscid and difficult to pour.

شربت بسیار غلیظ و به سختی قابل ریختن است.

she noticed the viscid texture of the paint.

او بافت غلیظ رنگ را متوجه شد.

the viscid substance clung to her fingers.

ماده غلیظ به انگشتان او چسبید.

he found the viscid mud hard to walk through.

او راه رفتن در گل ولای غلیظ را دشوار یافت.

the viscid nature of the glue made it effective.

طبیعت غلیظ چسب باعث اثربخشی آن شد.

the chef used a viscid sauce to enhance the dish.

سرآشپز از یک سس غلیظ برای بهبود طعم غذا استفاده کرد.

the viscid liquid was hard to clean off the table.

پاک کردن مایع غلیظ از روی میز سخت بود.

she described the viscid consistency of the mixture.

او غلظت غلیظ مخلوط را توصیف کرد.

the viscid foam formed on the surface of the water.

کف غلیظ روی سطح آب تشکیل شد.

he struggled to remove the viscid residue from his hands.

او برای پاک کردن بقایای غلیظ از دست هایش تلاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید