vistors

[ایالات متحده]/ˈvɪzɪtəz/
[بریتانیا]/ˈvɪzɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازدیدکنندگان؛ مهمانان؛ بازدیدهای انجام شده

جملات نمونه

the museum attracts thousands of visitors every year.

موزه هر سال هزاران بازدید کننده جذب می کند.

foreign visitors are required to show their passports at the border.

بازدید کنندگان خارجی مجبورند در مرز گذرنامه خود را نشان دهند.

many visitors to bali come from australia and japan.

بازدید کنندگان زیادی به بالی از ایالت اقیانوسیه و ژاپن آمده اند.

our hotel can accommodate up to 200 visitors at a time.

هتل ما در یک زمان می تواند تا 200 بازدید کننده را جای دهد.

first-time visitors often get lost in the old city.

بازدید کنندگان اولین بار اغلب در شهر قد به گم شدن می افتند.

the visitors center provides information about local attractions.

مرکز بازدید کنندگان اطلاعاتی درباره جذب های محلی ارائه می دهد.

regular visitors to the park know the best hiking trails.

بازدید کنندگان منظم به پارک مسیرهای پیاده روی بهتر را می دانند.

domestic visitors prefer traveling during national holidays.

بازدید کنندگان داخلی تمایل به سفر در ایام تعطیلات ملی دارند.

the new exhibition has drawn record numbers of visitors.

نمایشگاه جدید تعداد رکوردی از بازدید کنندگان را جذب کرده است.

visitors are not allowed to take photographs in the gallery.

بازدید کنندگان مجاز به گرفتن عکس در گالری نیستند.

we welcome all visitors to explore our cultural heritage site.

ما تمام بازدید کنندگان را به بررسی مکان وارث فرهنگی ما دعوت می کنیم.

the beach resort is popular with both local and international visitors.

مرکز تفریح دریایی با هر دو بازدید کننده محلی و بین المللی محبوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید