vitalized

[ایالات متحده]/ˈvaɪtəlaɪzd/
[بریتانیا]/ˈvaɪtəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زندگی بخشیدن به; تقویت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

vitalized energy

انرژی احیا شده

vitalized team

تیم احیا شده

vitalized growth

رشد احیا شده

vitalized spirit

روحیه احیا شده

vitalized mindset

نگاه احیا شده

vitalized approach

رویکرد احیا شده

vitalized performance

عملکرد احیا شده

vitalized vision

چشم انداز احیا شده

vitalized community

جامعه احیا شده

vitalized culture

فرهنگ احیا شده

جملات نمونه

the community was vitalized by the new park.

جامعه با پارک جدید احیا شد.

her enthusiasm vitalized the entire team.

اشتیاق او کل تیم را احیا کرد.

the project was vitalized by fresh ideas.

پروژه با ایده های جدید احیا شد.

they vitalized the old traditions with modern practices.

آنها با استفاده از روش های مدرن، سنت های قدیمی را احیا کردند.

the economy was vitalized after the new policies were implemented.

پس از اجرای سیاست های جدید، اقتصاد احیا شد.

his leadership vitalized the organization.

رهبری او سازمان را احیا کرد.

the festival vitalized the local culture.

جشنواره فرهنگ محلی را احیا کرد.

innovative technology has vitalized the industry.

فناوری نوآورانه صنعت را احیا کرده است.

she vitalized her workout routine with new exercises.

او با تمرینات جدید، روتین تمرینی خود را احیا کرد.

the revitalization of the area vitalized local businesses.

احیای منطقه باعث احیای کسب و کارهای محلی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید