vivace

[ایالات متحده]/vɪˈvɑːtʃeɪ/
[بریتانیا]/vɪˈvɑːtʃeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زنده و تند
adv. به شیوه‌ای زنده و تند

عبارات و ترکیب‌ها

vivace tempo

تمپوی vivace

vivace section

بخش vivace

vivace style

سبک vivace

vivace movement

جنبش vivace

vivace passage

قطعه vivace

vivace piece

قطعه vivace

vivace rhythm

ریتم vivace

vivace performance

اجرای vivace

vivace character

شخصیت vivace

vivace feel

احساس vivace

جملات نمونه

she played the piece vivace, bringing it to life.

او قطعه را با سرعت و شادابی اجرا کرد و آن را زنده کرد.

the vivace tempo of the symphony energized the audience.

تمپوی سریع سمفونی باعث انرژی گرفتن مخاطبان شد.

he danced vivace, showcasing his incredible energy.

او با سرعت و انرژی زیاد رقصید و انرژی فوق العاده خود را به نمایش گذاشت.

we need a vivace approach to solve this problem.

ما به یک رویکرد سریع و پویا برای حل این مشکل نیاز داریم.

the artist's vivace brush strokes created a dynamic painting.

ضربات سریع قلم‌مو هنرمند، یک نقاشی پویایی ایجاد کرد.

she spoke vivace, captivating everyone in the room.

او با سرعت و جذابیت صحبت کرد و هر کسی را در اتاق مسحور کرد.

the vivace rhythm made everyone want to dance.

ریتم سریع باعث شد همه بخواهند برقصند.

his vivace personality made him the life of the party.

شخصیت پرانرژی او باعث شد او روح مهمانی باشد.

the director wanted a vivace interpretation of the play.

کارگردان یک تفسیر سریع و پویا از نمایش می‌خواست.

they performed the song vivace, leaving the audience thrilled.

آنها آهنگ را با سرعت و شور اجرا کردند و مخاطبان را هیجان‌زده گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید