professional vocalisers
آوازگویان حرفهای
trained vocalisers
آوازگویان آموزش دیده
baby vocalisers
آوازگویان بچه
choir vocalisers
آوازگویان کورال
opera vocalisers
آوازگویان اپرا
jazz vocalisers
آوازگویان جاز
gospel vocalisers
آوازگویان گوسل
soul vocalisers
آوازگویان سول
pop vocalisers
آوازگویان پاپ
amateur vocalisers
آوازگویان علاقهمند
the singer produced a powerful vocaliser that echoed through the hall.
آواز خواننده با قدرتی بسیار بالا از طریق سالن پخش شد.
birds make various vocalisers to communicate with each other.
پرندگان برای ارتباط با یکدیگر انواع آوازهای مختلف میسازند.
the baby let out a series of adorable vocalisers.
نوزاد یک سری از آوازهای عاشقانه از خود بیرون داد.
she learned to control her vocalisers to improve her singing.
او یاد گرفت که آوازهای خود را کنترل کند تا خوانش او بهبود یابد.
the therapist used different vocalisers to help the patient speak.
درمانگر از آوازهای مختلف برای کمک به بیمار در صحبت کردن استفاده کرد.
monkeys use complex vocalisers to warn others of danger.
میمونها از آوازهای پیچیده برای هشدار دادن دیگران در برابر خطر استفاده میکنند.
the actor trained his vocalisers for the demanding role.
بازیگر آوازهای خود را برای نقشی که نیاز به توانایی بالا داشت، تمرین کرد.
infants develop vocalisers before they can form words.
نوزادان قبل از اینکه بتوانند کلمات بسازند، آوازهای خود را توسعه میدهند.
the choir director demonstrated proper vocaliser techniques.
رئیس گروه خوانندگی فنهای مناسب آواز را نشان داد.
whales communicate through underwater vocalisers that travel miles.
کوسهها از آوازهای زیر آبی که میلیونها مایل را طی میکنند، برای ارتباط استفاده میکنند.
he practiced different vocalisers to expand his vocal range.
او آوازهای مختلف را تمرین کرد تا محدوده آوازش را گسترش دهد.
the psychologist studied how children learn to use vocalisers.
روانشناس مطالعه کرد که کودکان چگونه یاد میگیرند که از آوازهای خود استفاده کنند.
professional vocalisers
آوازگویان حرفهای
trained vocalisers
آوازگویان آموزش دیده
baby vocalisers
آوازگویان بچه
choir vocalisers
آوازگویان کورال
opera vocalisers
آوازگویان اپرا
jazz vocalisers
آوازگویان جاز
gospel vocalisers
آوازگویان گوسل
soul vocalisers
آوازگویان سول
pop vocalisers
آوازگویان پاپ
amateur vocalisers
آوازگویان علاقهمند
the singer produced a powerful vocaliser that echoed through the hall.
آواز خواننده با قدرتی بسیار بالا از طریق سالن پخش شد.
birds make various vocalisers to communicate with each other.
پرندگان برای ارتباط با یکدیگر انواع آوازهای مختلف میسازند.
the baby let out a series of adorable vocalisers.
نوزاد یک سری از آوازهای عاشقانه از خود بیرون داد.
she learned to control her vocalisers to improve her singing.
او یاد گرفت که آوازهای خود را کنترل کند تا خوانش او بهبود یابد.
the therapist used different vocalisers to help the patient speak.
درمانگر از آوازهای مختلف برای کمک به بیمار در صحبت کردن استفاده کرد.
monkeys use complex vocalisers to warn others of danger.
میمونها از آوازهای پیچیده برای هشدار دادن دیگران در برابر خطر استفاده میکنند.
the actor trained his vocalisers for the demanding role.
بازیگر آوازهای خود را برای نقشی که نیاز به توانایی بالا داشت، تمرین کرد.
infants develop vocalisers before they can form words.
نوزادان قبل از اینکه بتوانند کلمات بسازند، آوازهای خود را توسعه میدهند.
the choir director demonstrated proper vocaliser techniques.
رئیس گروه خوانندگی فنهای مناسب آواز را نشان داد.
whales communicate through underwater vocalisers that travel miles.
کوسهها از آوازهای زیر آبی که میلیونها مایل را طی میکنند، برای ارتباط استفاده میکنند.
he practiced different vocalisers to expand his vocal range.
او آوازهای مختلف را تمرین کرد تا محدوده آوازش را گسترش دهد.
the psychologist studied how children learn to use vocalisers.
روانشناس مطالعه کرد که کودکان چگونه یاد میگیرند که از آوازهای خود استفاده کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید