vociferates loudly
با صدای بلند فریاد می زند
vociferates about
در مورد فریاد می زند
vociferates against
علیه فریاد می زند
vociferates in protest
به نشانه اعتراض فریاد می زند
vociferates angrily
با خشم فریاد می زند
vociferates for attention
برای جلب توجه فریاد می زند
vociferates with passion
با شور و اشتیاق فریاد می زند
vociferates in anger
با عصبانیت فریاد می زند
vociferates during debate
در طول بحث فریاد می زند
vociferates for change
برای تغییر فریاد می زند
the crowd vociferates in support of their team.
توده جمعیت با حمایت از تیم خود فریاد می زنند.
she vociferates her opinions during meetings.
او نظرات خود را در جلسات با صدای بلند بیان می کند.
he vociferates against the new policy at every opportunity.
او در هر فرصتی با صدای بلند با سیاست جدید مخالفت می کند.
the protesters vociferate their demands for justice.
معترضان با صدای بلند مطالبات خود برای عدالت را فریاد می زنند.
during the debate, she vociferates her stance on the issue.
در طول بحث، او با صدای بلند موضع خود را در مورد این موضوع بیان می کند.
the children vociferate with excitement at the fair.
کودکان با هیجان در نمایشگاه با صدای بلند فریاد می زنند.
he vociferates his frustrations about work to his friends.
او غرصه های خود در مورد کار را با صدای بلند برای دوستانش بیان می کند.
the audience vociferates their appreciation after the performance.
تماشاچیان پس از اجرا با صدای بلند قدردانی خود را نشان می دهند.
she vociferates her love for music at every concert.
او در هر کنسرت عشق خود را به موسیقی با صدای بلند بیان می کند.
he vociferates warnings about the dangers of climate change.
او با صدای بلند هشدارهایی در مورد خطرات تغییرات آب و هوایی بیان می کند.
vociferates loudly
با صدای بلند فریاد می زند
vociferates about
در مورد فریاد می زند
vociferates against
علیه فریاد می زند
vociferates in protest
به نشانه اعتراض فریاد می زند
vociferates angrily
با خشم فریاد می زند
vociferates for attention
برای جلب توجه فریاد می زند
vociferates with passion
با شور و اشتیاق فریاد می زند
vociferates in anger
با عصبانیت فریاد می زند
vociferates during debate
در طول بحث فریاد می زند
vociferates for change
برای تغییر فریاد می زند
the crowd vociferates in support of their team.
توده جمعیت با حمایت از تیم خود فریاد می زنند.
she vociferates her opinions during meetings.
او نظرات خود را در جلسات با صدای بلند بیان می کند.
he vociferates against the new policy at every opportunity.
او در هر فرصتی با صدای بلند با سیاست جدید مخالفت می کند.
the protesters vociferate their demands for justice.
معترضان با صدای بلند مطالبات خود برای عدالت را فریاد می زنند.
during the debate, she vociferates her stance on the issue.
در طول بحث، او با صدای بلند موضع خود را در مورد این موضوع بیان می کند.
the children vociferate with excitement at the fair.
کودکان با هیجان در نمایشگاه با صدای بلند فریاد می زنند.
he vociferates his frustrations about work to his friends.
او غرصه های خود در مورد کار را با صدای بلند برای دوستانش بیان می کند.
the audience vociferates their appreciation after the performance.
تماشاچیان پس از اجرا با صدای بلند قدردانی خود را نشان می دهند.
she vociferates her love for music at every concert.
او در هر کنسرت عشق خود را به موسیقی با صدای بلند بیان می کند.
he vociferates warnings about the dangers of climate change.
او با صدای بلند هشدارهایی در مورد خطرات تغییرات آب و هوایی بیان می کند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now