volitional action
عمل ارادی
volitional control
کنترل ارادی
volitional choice
انتخاب ارادی
volitional effort
تلاش ارادی
volitional decision
تصمیم ارادی
volitional behavior
رفتار ارادی
volitional thinking
تفکر ارادی
volitional act
عمل ارادی
volitional movement
حرکت ارادی
volitional response
واکنش ارادی
his actions were purely volitional.
اقدامات او کاملاً ارادی بودند.
volitional control is essential for effective learning.
کنترل ارادی برای یادگیری مؤثر ضروری است.
she made a volitional choice to study abroad.
او تصمیمی ارادی برای تحصیل در خارج گرفت.
volitional behaviors can be influenced by external factors.
رفتارهای ارادی میتوانند تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار گیرند.
his volitional efforts led to significant improvements.
تلاشهای ارادی او منجر به بهبودهای قابل توجهی شد.
understanding volitional actions is key in psychology.
درک اقدامات ارادی در روانشناسی کلیدی است.
she demonstrated volitional determination in her training.
او در آموزش خود اراده قوی خود را نشان داد.
volitional movement is crucial in physical therapy.
حرکت ارادی در فیزیوتراپی بسیار مهم است.
they discussed the concept of volitional decision-making.
آنها مفهوم تصمیم گیری ارادی را مورد بحث قرار دادند.
his volitional nature made him a great leader.
طبع ارادی او او را به یک رهبر بزرگ تبدیل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید