volitional

[ایالات متحده]/vəˈlɪʃənl/
[بریتانیا]/voʊˈlɪʃənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به اراده

عبارات و ترکیب‌ها

volitional action

عمل ارادی

volitional control

کنترل ارادی

volitional choice

انتخاب ارادی

volitional effort

تلاش ارادی

volitional decision

تصمیم ارادی

volitional behavior

رفتار ارادی

volitional thinking

تفکر ارادی

volitional act

عمل ارادی

volitional movement

حرکت ارادی

volitional response

واکنش ارادی

جملات نمونه

his actions were purely volitional.

اقدامات او کاملاً ارادی بودند.

volitional control is essential for effective learning.

کنترل ارادی برای یادگیری مؤثر ضروری است.

she made a volitional choice to study abroad.

او تصمیمی ارادی برای تحصیل در خارج گرفت.

volitional behaviors can be influenced by external factors.

رفتارهای ارادی می‌توانند تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار گیرند.

his volitional efforts led to significant improvements.

تلاش‌های ارادی او منجر به بهبودهای قابل توجهی شد.

understanding volitional actions is key in psychology.

درک اقدامات ارادی در روانشناسی کلیدی است.

she demonstrated volitional determination in her training.

او در آموزش خود اراده قوی خود را نشان داد.

volitional movement is crucial in physical therapy.

حرکت ارادی در فیزیوتراپی بسیار مهم است.

they discussed the concept of volitional decision-making.

آنها مفهوم تصمیم گیری ارادی را مورد بحث قرار دادند.

his volitional nature made him a great leader.

طبع ارادی او او را به یک رهبر بزرگ تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید