voluptuousnesses

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پر بودن، فراوانی، حس گرایی

جملات نمونه

Her voluptuousness was the talk of the town.

کنجکاوی او در شهر زبانزد بود.

The actress exuded an aura of voluptuousness on the red carpet.

بازیگر بر روی فرش قرمز، حال و هوای اغواگری را از خود ساطع کرد.

The painting captured the essence of feminine voluptuousness.

نقاشی، جوهره اغواگری زنانه را به تصویر کشید.

She moved with a certain grace and voluptuousness that caught everyone's attention.

او با ظرافت و اغراق خاصی حرکت می‌کرد که توجه همه را جلب می‌کرد.

The music video portrayed a sense of sensuality and voluptuousness.

ویدیو موسیقی، حسی از شهوت و اغراق را به تصویر کشید.

The novel described the main character with a touch of voluptuousness in her appearance.

رمان، شخصیت اصلی را با کمی اغراق در ظاهرش توصیف کرد.

The artist's sculptures often depict the beauty of voluptuousness in the female form.

مجسمه‌های هنرمند اغلب زیبایی اغراق را در فرم زنانه به تصویر می‌کشند.

The fashion designer's collection emphasized curves and voluptuousness.

طراحی‌های طراح مد، بر روی خطوط منحنی و اغراق تأکید داشت.

The perfume's advertisement aimed to evoke a sense of luxury and voluptuousness.

تبلیغاتی که برای عطر طراحی شده بود، هدف آن برانگیختن حسی از تجمل و اغراق بود.

The novel's protagonist embodied a mix of strength and voluptuousness.

شخصیت اصلی رمان، ترکیبی از قدرت و اغراق را در خود نشان می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید