votary

[ایالات متحده]/ˈvəʊtəri/
[بریتانیا]/ˈvoʊtəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرید یا پرستش‌کننده؛ راهب یا راهبه
adj. متعهد یا ملزم به یک عهد
Word Forms
جمعvotaries

عبارات و ترکیب‌ها

devoted votary

طرفدار فانی

votary of art

طرفدار هنر

votary of peace

طرفدار صلح

votary of truth

طرفدار حقیقت

loyal votary

طرفدار وفادار

votary of nature

طرفدار طبیعت

votary of justice

طرفدار عدالت

votary of knowledge

طرفدار دانش

votary of freedom

طرفدار آزادی

votary of love

طرفدار عشق

جملات نمونه

she is a devoted votary of environmental conservation.

او یک پیرو متعهد حفظ محیط زیست است.

the votary of the arts attended the exhibition eagerly.

پيرو هنرها با اشتیاق در نمایشگاه شرکت کرد.

as a votary of peace, he advocates for non-violence.

به عنوان پیرو صلح، او از خشونت دوری می جوید.

many votaries gathered to celebrate the festival.

بسیاری از پیروان برای جشن گرفتن جشنواره گرد هم آمدند.

she became a votary of the new philosophy after attending a seminar.

او پس از شرکت در یک سمینار به پیرو فلسفه جدید تبدیل شد.

the votary expressed his thoughts through poetry.

پيرو افکار خود را از طریق شعر بیان کرد.

he is a votary of traditional medicine and practices it daily.

او یک پیرو طب سنتی است و آن را به طور روزانه انجام می دهد.

the votary's dedication to the cause inspired many others.

تعهد پیرو به این هدف الهام بخش بسیاری دیگر بود.

as a votary of democracy, she actively participates in elections.

به عنوان پیرو دموکراسی، او به طور فعال در انتخابات شرکت می کند.

the votary of science emphasized the importance of research.

پيرو علم بر اهمیت تحقیق تاکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید