vulpine

[ایالات متحده]/ˈvʌlpaɪn/
[بریتانیا]/ˈvʌlpaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به روباه‌ها; ویژگی‌های یک روباه; حقه‌باز

عبارات و ترکیب‌ها

vulpine cunning

حیله‌گری شبیه به روباه

vulpine grace

ظرافت شبیه به روباه

vulpine features

ویژگی‌های شبیه به روباه

vulpine instincts

غریزه شبیه به روباه

vulpine charm

جذابیت شبیه به روباه

vulpine appearance

ظاهر شبیه به روباه

vulpine nature

طبع شبیه به روباه

vulpine agility

چابکی شبیه به روباه

vulpine behavior

رفتار شبیه به روباه

vulpine wit

هوش شبیه به روباه

جملات نمونه

the vulpine nature of the character made him both charming and cunning.

طبیعت زیرکانه شخصیت باعث شد او هم جذاب و هم حیله‌گر باشد.

her vulpine smile hinted at her clever plans.

لبخند زیرکانه او نشان‌دهنده برنامه‌های باهوشانه‌اش بود.

vulpine traits are often associated with intelligence and adaptability.

ویژگی‌های زیرکانه اغلب با هوش و سازگاری مرتبط هستند.

the story featured a vulpine protagonist who outsmarted everyone.

داستان شامل یک شخصیت اصلی زیرک بود که بر همه غلبه کرد.

he approached the problem with a vulpine strategy.

او با یک استراتژی زیرکانه به حل مشکل پرداخت.

vulpine creatures are known for their stealth and agility.

موجودات زیرک به دلیل پنهان‌کاری و چابکی خود مشهور هستند.

her vulpine instincts helped her navigate the tricky situation.

غریزه زیرکانه او به او کمک کرد تا از این موقعیت دشوار عبور کند.

the artist captured the vulpine essence of the fox in his painting.

هنرمند جوهره زیرکانه روباه را در نقاشی خود به تصویر کشید.

in folklore, the vulpine trickster is a common archetype.

در فولکلور، فریبکار زیرک یک نمونه کلیشه است.

her vulpine wit made her the life of the party.

هوش زیرکانه او باعث شد که او روح مهمانی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید