foxlike grace
ظرافت شبیه روباه
foxlike smile
لبخند شبیه روباه
foxlike cunning
حیله گری شبیه روباه
acted foxlike
شبیه روباه عمل کرد
foxlike eyes
چشمان شبیه روباه
a foxlike manner
یک رفتار شبیه روباه
foxlike appearance
ظاهر شبیه روباه
foxlike wiles
مکر و فریب شبیه روباه
behaving foxlike
رفتار کردن شبیه روباه
foxlike features
ویژگی های شبیه روباه
he had a foxlike smile, hinting at secrets he wouldn't share.
او لبخندی شبیه به روباه داشت که نشاندهنده رازهایی بود که نمیخواست به اشتراک بگذارد.
her foxlike eyes scanned the room, assessing everyone present.
چشمان روباهمانند او اتاق را بررسی کرد و همه افراد حاضر را ارزیابی کرد.
the politician's foxlike charm couldn't hide his manipulative nature.
جاذبه روباهمانند سیاستمدار نمیتوانست ذات دستکاریگرانهاش را پنهان کند.
a foxlike grin spread across his face as he revealed the surprise.
لبخندی شبیه به روباه روی صورتش نقش بست وقتی غافلگیری را فاش کرد.
she gave a foxlike glance, quickly assessing the situation.
او نگاهی روباهمانند انداخت و به سرعت وضعیت را ارزیابی کرد.
his foxlike behavior made it difficult to trust him completely.
رفتار روباهمانند او باعث میشد به طور کامل به او اعتماد نکرد.
the foxlike character in the novel was both charming and deceitful.
شخصیت روباهمانند در رمان هم جذاب و هم فریبکار بود.
with a foxlike expression, she negotiated a favorable deal.
با چهرهای روباهمانند، او یک معامله مطلوب را مذاکره کرد.
he adopted a foxlike demeanor to gain the upper hand.
او برای به دست گرفتن برتری، رفتاری شبیه به روباه به خود گرفت.
the foxlike salesman used flattery to close the sale.
فروشنده روباهمانند از چاپلوسی برای بستن معامله استفاده کرد.
her foxlike wit and charm captivated the audience.
هوش و جذابیت روباهمانند او مخاطبان را مجذوب خود کرد.
foxlike grace
ظرافت شبیه روباه
foxlike smile
لبخند شبیه روباه
foxlike cunning
حیله گری شبیه روباه
acted foxlike
شبیه روباه عمل کرد
foxlike eyes
چشمان شبیه روباه
a foxlike manner
یک رفتار شبیه روباه
foxlike appearance
ظاهر شبیه روباه
foxlike wiles
مکر و فریب شبیه روباه
behaving foxlike
رفتار کردن شبیه روباه
foxlike features
ویژگی های شبیه روباه
he had a foxlike smile, hinting at secrets he wouldn't share.
او لبخندی شبیه به روباه داشت که نشاندهنده رازهایی بود که نمیخواست به اشتراک بگذارد.
her foxlike eyes scanned the room, assessing everyone present.
چشمان روباهمانند او اتاق را بررسی کرد و همه افراد حاضر را ارزیابی کرد.
the politician's foxlike charm couldn't hide his manipulative nature.
جاذبه روباهمانند سیاستمدار نمیتوانست ذات دستکاریگرانهاش را پنهان کند.
a foxlike grin spread across his face as he revealed the surprise.
لبخندی شبیه به روباه روی صورتش نقش بست وقتی غافلگیری را فاش کرد.
she gave a foxlike glance, quickly assessing the situation.
او نگاهی روباهمانند انداخت و به سرعت وضعیت را ارزیابی کرد.
his foxlike behavior made it difficult to trust him completely.
رفتار روباهمانند او باعث میشد به طور کامل به او اعتماد نکرد.
the foxlike character in the novel was both charming and deceitful.
شخصیت روباهمانند در رمان هم جذاب و هم فریبکار بود.
with a foxlike expression, she negotiated a favorable deal.
با چهرهای روباهمانند، او یک معامله مطلوب را مذاکره کرد.
he adopted a foxlike demeanor to gain the upper hand.
او برای به دست گرفتن برتری، رفتاری شبیه به روباه به خود گرفت.
the foxlike salesman used flattery to close the sale.
فروشنده روباهمانند از چاپلوسی برای بستن معامله استفاده کرد.
her foxlike wit and charm captivated the audience.
هوش و جذابیت روباهمانند او مخاطبان را مجذوب خود کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید