the wafter
واfter
wafter slices
شیوه های واfter
crisp wafter
واfter کشکت
wafter with
واfter با
sweet wafter
واfter شیرین
wafter like
واfter مانند
chocolate wafter
واfter شکلاتی
wafter in
واfter در
thin wafter
واfter نازک
wafter cookies
واfter کوکی
the chocolate wafter had a delicate, crispy texture that melted in her mouth.
وافل چاکلاته دارای ساختار نرم و شکننده ای بود که در دهان او ذوب می شد.
these thin wafter cookies are a popular choice for tea time snacks.
این وافلهای نازک به عنوان یک انتخاب محبوب برای میانوعده چای محسوب میشوند.
she broke the vanilla wafter into small pieces for dessert decoration.
او وافل وانیلی را به چند قطعه کوچک شکست تا به عنوان زیبایی در میانوعده استفاده کند.
the assorted wafter sandwich cookies came in colorful and attractive packaging.
کیکهای وافل ساندویچ گوناگون با بستهبندی رنگارنگ و جذابی عرضه شدند.
each bite of the caramel wafter revealed a perfect balance of sweetness.
هر بیت از وافل کaramel نشان دهنده تعادل کاملی از شیرینی بود.
the ice cream cone wafter held its shape perfectly despite melting slightly.
وافل مخروط یخچری شکل خود را به درستی حفظ کرد در حالی که کمی ذوب شده بود.
these crispy wafter sticks make an excellent accompaniment to coffee.
این میلههای وافل شکننده به عنوان یک همراه عالی برای قهوه محسوب میشوند.
the strawberry wafter dessert looked elegant when plated properly.
میانوعده وافل میوهای گوجهای وقتی که به درستی روی تابلو قرار میگرفت، زیبایی داشت.
many people prefer wafter treats over regular cookies for their lightness.
بسیاری از افراد به جای کیکهای معمولی، وافلهای سبک را ترجیح میدهند.
the hazelnut wafter had a rich and satisfying flavor that pleased everyone.
وافل گردو دارای یک طعم غنی و رضایتبخش بود که همه را خوشحال کرد.
she enjoyed her wafter with a cup of warm milk every morning.
او هر صبح وافل خود را با یک فنجان شیر گرم میخورد.
the wafter thin crackers crumbled easily when touched by wet hands.
کیکهای نازک وافل وقتی که با دستهای مرطوب لمس میشدند، به راحتی شکسته میشدند.
the wafter
واfter
wafter slices
شیوه های واfter
crisp wafter
واfter کشکت
wafter with
واfter با
sweet wafter
واfter شیرین
wafter like
واfter مانند
chocolate wafter
واfter شکلاتی
wafter in
واfter در
thin wafter
واfter نازک
wafter cookies
واfter کوکی
the chocolate wafter had a delicate, crispy texture that melted in her mouth.
وافل چاکلاته دارای ساختار نرم و شکننده ای بود که در دهان او ذوب می شد.
these thin wafter cookies are a popular choice for tea time snacks.
این وافلهای نازک به عنوان یک انتخاب محبوب برای میانوعده چای محسوب میشوند.
she broke the vanilla wafter into small pieces for dessert decoration.
او وافل وانیلی را به چند قطعه کوچک شکست تا به عنوان زیبایی در میانوعده استفاده کند.
the assorted wafter sandwich cookies came in colorful and attractive packaging.
کیکهای وافل ساندویچ گوناگون با بستهبندی رنگارنگ و جذابی عرضه شدند.
each bite of the caramel wafter revealed a perfect balance of sweetness.
هر بیت از وافل کaramel نشان دهنده تعادل کاملی از شیرینی بود.
the ice cream cone wafter held its shape perfectly despite melting slightly.
وافل مخروط یخچری شکل خود را به درستی حفظ کرد در حالی که کمی ذوب شده بود.
these crispy wafter sticks make an excellent accompaniment to coffee.
این میلههای وافل شکننده به عنوان یک همراه عالی برای قهوه محسوب میشوند.
the strawberry wafter dessert looked elegant when plated properly.
میانوعده وافل میوهای گوجهای وقتی که به درستی روی تابلو قرار میگرفت، زیبایی داشت.
many people prefer wafter treats over regular cookies for their lightness.
بسیاری از افراد به جای کیکهای معمولی، وافلهای سبک را ترجیح میدهند.
the hazelnut wafter had a rich and satisfying flavor that pleased everyone.
وافل گردو دارای یک طعم غنی و رضایتبخش بود که همه را خوشحال کرد.
she enjoyed her wafter with a cup of warm milk every morning.
او هر صبح وافل خود را با یک فنجان شیر گرم میخورد.
the wafter thin crackers crumbled easily when touched by wet hands.
کیکهای نازک وافل وقتی که با دستهای مرطوب لمس میشدند، به راحتی شکسته میشدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید