waggishnesses

[ایالات متحده]/ˈwæɡɪʃnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈwæɡɪʃnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت شوخی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

waggishnesses abound

خوش‌گویی‌ها فراوان هستند

waggishnesses at play

خوش‌گویی در حال جریان است

waggishnesses displayed

خوش‌گویی به نمایش گذاشته شده است

waggishnesses emerge

خوش‌گویی ظاهر می‌شود

waggishnesses in abundance

خوش‌گویی به وفور

waggishnesses expressed

خوش‌گویی بیان شده است

waggishnesses revealed

خوش‌گویی آشکار شده است

waggishnesses shared

خوش‌گویی به اشتراک گذاشته شده است

waggishnesses noted

خوش‌گویی مورد توجه قرار گرفته است

waggishnesses celebrated

خوش‌گویی جشن گرفته شده است

جملات نمونه

his waggishnesses always bring laughter to the group.

خوش‌گویی‌های او همیشه خنده را به جمع هدیه می‌دهد.

she has a talent for waggishnesses that light up the room.

او استعداد خوبی در خوش‌گویی دارد که فضا را روشن می‌کند.

we enjoyed his waggishnesses during the dinner party.

ما از خوش‌گویی‌های او در مهمانی شام لذت بردیم.

her waggishnesses are often the highlight of our meetings.

خوش‌گویی‌های او اغلب اوج جلسات ما هستند.

they exchanged waggishnesses that made the long drive enjoyable.

آنها خوش‌گویی‌هایی رد و بدل کردند که رانندگی طولانی را لذت‌بخش کرد.

his waggishnesses can sometimes be misunderstood.

خوش‌گویی‌های او گاهی اوقات ممکن است سوء تفاهم شود.

the comedian's waggishnesses kept the audience engaged.

خوش‌گویی‌های کمدین باعث شد مخاطبان درگیر بمانند.

waggishnesses are a great way to break the ice in a new group.

خوش‌گویی راهی عالی برای شکستن یخ در یک گروه جدید است.

her waggishnesses often lighten the mood during tough times.

خوش‌گویی‌های او اغلب حال و هوا را در زمان‌های سخت بهتر می‌کند.

we appreciate his waggishnesses, especially on stressful days.

ما از خوش‌گویی‌های او قدردانی می‌کنیم، به خصوص در روزهای پر استرس.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید