wagonwright

[ایالات متحده]/[ˈwæɡənraɪt]/
[بریتانیا]/[ˈwægənraɪt]/

ترجمه

n. کسی که از اسب‌دارها ساخته می‌کند؛ سازنده اسب‌دار؛ کسی که ماهر در تعمیر اسب‌دار است.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

skilled wagonwright

تعمیرکار دوچرخه‌ای ماهر

wagonwright's tools

ابزارهای تعمیرکار دوچرخه‌ای

becoming a wagonwright

شدن به تعمیرکار دوچرخه‌ای

old wagonwright

تعمیرکار دوچرخه‌ای قدیمی

wagonwright built

ساخته شده توسط تعمیرکار دوچرخه‌ای

wagonwright working

تعمیرکار دوچرخه‌ای در حال کار

famous wagonwright

تعمیرکار دوچرخه‌ای معروف

wagonwright shop

مغازه تعمیرکار دوچرخه‌ای

young wagonwright

تعمیرکار دوچرخه‌ای جوان

wagonwright crafting

تعمیرکار دوچرخه‌ای در حال ساخت

جملات نمونه

the skilled wagonwright meticulously crafted the wheel spokes.

wagonwright ماهر به دقت میانه‌های چرخ را ساخت.

he inherited his grandfather's tools and continued the wagonwright tradition.

او ابزارهای دادگاه خود را از پدربزرگش وارث گرفت و سنت wagonwright را ادامه داد.

the wagonwright used seasoned oak for the wagon's sturdy frame.

wagonwright از چوب چکش‌خورده برای چهارچوب محکم وAGON استفاده کرد.

a good wagonwright understands the importance of proper axle alignment.

wagonwright خوب اهمیت هم‌ترازی درست محور را می‌فهمد.

the museum displayed tools used by a 19th-century wagonwright.

موزه ابزارهایی که توسط wagonwright قرن نوزدهم استفاده می‌شد را نمایش داد.

the farmer hired a wagonwright to repair his aging farm wagon.

کشاورز یک wagonwright را برای تعمیر وAGON کشاورزی خود استخدام کرد.

the wagonwright's workshop smelled of wood shavings and linseed oil.

کارگاه wagonwright بوی پوست چوب و روغن چنگال داشت.

he was a respected wagonwright known for his durable construction.

او یک wagonwright مورد احترام بود که به خاطر ساختار پایدارش معروف بود.

the wagonwright carefully selected the wood for each wagon component.

wagonwright به دقت چوب را برای هر قطعه wagon انتخاب کرد.

the town relied on the local wagonwright for wagon maintenance and repair.

شهر به wagonwright محلی برای نگهداری و تعمیر wagon وابسته بود.

the young apprentice eagerly watched the experienced wagonwright at work.

شاگرد جوان با شوق کار wagonwright تجربه‌دار را در حال کار دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید