waiting-room

[ایالات متحده]/ˈweɪtɪŋ ruːm/
[بریتانیا]/ˈweɪtɪŋ rum/

ترجمه

n. فضایی که مردم منتظر می‌مانند، به خصوص قبل از نوبت پزشکی یا سوار شدن به وسیله نقلیه.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

waiting-room chairs

صندلی‌های اتاق انتظار

جملات نمونه

i sat in the waiting-room reading a magazine.

من در اتاق انتظار نشسته بودم و مجله‌ای می‌خواندم.

the waiting-room was surprisingly clean and comfortable.

اتاق انتظار به طرز عجیبی تمیز و راحت بود.

she nervously paced the waiting-room floor.

او با اضطراب در طبقه اتاق انتظار قدم می‌زد.

the children were drawing in the waiting-room.

کودکان در اتاق انتظار نقاشی می‌کشیدند.

we spent an hour waiting in the doctor's waiting-room.

ما یک ساعت در اتاق انتظار دکتر منتظر ماندیم.

the waiting-room had old magazines and uncomfortable chairs.

اتاق انتظار مجلات قدیمی و صندلی‌های ناراحت‌کننده داشت.

he dozed off in the airport waiting-room.

او در اتاق انتظار فرودگاه چرت زد.

the receptionist called my name from the waiting-room.

منشی نام من را از اتاق انتظار صدا کرد.

the waiting-room was filled with the smell of disinfectant.

اتاق انتظار بوی ضدعفونی کننده پر شده بود.

i listened to music while waiting in the waiting-room.

من در حالی که در اتاق انتظار منتظر بودم به موسیقی گوش می‌دادم.

the waiting-room television was showing a nature documentary.

تلویزیون اتاق انتظار یک مستند طبیعت پخش می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید