waitperson

[ایالات متحده]/ˈweɪtˌpɜːsən/
[بریتانیا]/ˈweɪtˌpɜrsən/

ترجمه

n. فردی که غذا و نوشیدنی در یک رستوران یا هتل سرو می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

waitperson service

خدمات پذیرنده

waitperson duties

وظایف پذیرنده

waitperson training

آموزش پذیرنده

waitperson role

نقش پذیرنده

waitperson skills

مهارت‌های پذیرنده

waitperson attire

لباس پذیرنده

waitperson experience

تجربه پذیرنده

waitperson tips

نکات پذیرنده

waitperson feedback

بازخورد پذیرنده

waitperson schedule

برنامه پذیرنده

جملات نمونه

the waitperson took our order promptly.

گارسون سفارش ما را به سرعت گرفت.

we asked the waitperson for recommendations.

ما از گارسون برای پیشنهاداتی سوال کردیم.

the waitperson served our drinks with a smile.

گارسون با لبخند نوشیدنی های ما را سرو کرد.

the waitperson was very attentive during our meal.

گارسون در طول غذا خوردن ما بسیار توجه داشت.

it's important to tip the waitperson well.

بسیار مهم است که به خوبی به گارسون انعام دهید.

i asked the waitperson about the daily specials.

من از گارسون در مورد پیشنهادات ویژه روز سوال کردم.

after finishing our meal, the waitperson cleared the table.

پس از اتمام غذا، گارسون میز را جمع کرد.

the waitperson checked on us frequently.

گارسون اغلب از ما سوال می کرد.

we complimented the waitperson on their excellent service.

ما از گارسون برای خدمات عالی اش تشکر کردیم.

the waitperson brought us extra napkins without asking.

گارسون بدون اینکه از ما سوال کند، دستمال اضافی برای ما آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید