walleyed

[US]/ˈwɒliˌaɪd/
[UK]/ˈwɑːliˌaɪd/

Translation

adj. داشتن چشمانی که به سمت بیرون چرخیده‌اند؛ با چشمان گشاد به خاطر هیجان یا ترس؛ استرابیسم، به‌طور خاص استرابیسم به سمت بیرون؛ داشتن ظاهری سفید در چشم‌ها

Phrases & Collocations

walleyed fish

ماهی با چشم‌های بیرون زده

walleyed gaze

نگاه خیره

walleyed stare

نگاه خیره

walleyed look

نگاه خیره

walleyed wonder

تعجب با چشم‌های بیرون زده

walleyed expression

حالت چهره با چشم‌های بیرون زده

walleyed surprise

تعجب با چشم‌های بیرون زده

walleyed glance

نگاه گذرا با چشم‌های بیرون زده

Example Sentences

the walleyed fish swam gracefully in the clear water.

ماهی با چشم‌های بیرون به طور ظریف در آب زلال شنا کرد.

she looked walleyed when she heard the strange noise.

وقتی صدای عجیبی شنید، چشمانش بیرون زده به نظر می‌رسید.

his walleyed stare made everyone uncomfortable.

نگاه خیره چشمان بیرون زده او باعث ناراحتی همه شد.

the walleyed character in the movie was quite funny.

شخصیت با چشم‌های بیرون زده در فیلم بسیار خنده‌دار بود.

they caught a walleyed pike during their fishing trip.

آنها در سفر ماهیگیری خود یک پایک با چشم‌های بیرون زده گرفتند.

her walleyed expression indicated confusion.

حالت چهره‌ی او با چشم‌های بیرون زده نشان‌دهنده سردرگمی بود.

the walleyed owl hooted softly at night.

بوق وفادار با چشم‌های بیرون زده شب‌ها به آرامی بوق می‌زد.

he made a walleyed face to entertain the kids.

او برای سرگرم کردن بچه‌ها چهره‌ای با چشم‌های بیرون زده درست کرد.

walleyed fish are popular among anglers.

ماهی‌های با چشم‌های بیرون زده در بین ماهیگیران محبوب هستند.

the walleyed look in his eyes hinted at trouble.

نگاه با چشم‌های بیرون زده در چشمانش نشان‌دهنده مشکل بود.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now