walleyed fish
ماهی با چشمهای بیرون زده
walleyed gaze
نگاه خیره
walleyed stare
نگاه خیره
walleyed look
نگاه خیره
walleyed wonder
تعجب با چشمهای بیرون زده
walleyed expression
حالت چهره با چشمهای بیرون زده
walleyed surprise
تعجب با چشمهای بیرون زده
walleyed glance
نگاه گذرا با چشمهای بیرون زده
the walleyed fish swam gracefully in the clear water.
ماهی با چشمهای بیرون به طور ظریف در آب زلال شنا کرد.
she looked walleyed when she heard the strange noise.
وقتی صدای عجیبی شنید، چشمانش بیرون زده به نظر میرسید.
his walleyed stare made everyone uncomfortable.
نگاه خیره چشمان بیرون زده او باعث ناراحتی همه شد.
the walleyed character in the movie was quite funny.
شخصیت با چشمهای بیرون زده در فیلم بسیار خندهدار بود.
they caught a walleyed pike during their fishing trip.
آنها در سفر ماهیگیری خود یک پایک با چشمهای بیرون زده گرفتند.
her walleyed expression indicated confusion.
حالت چهرهی او با چشمهای بیرون زده نشاندهنده سردرگمی بود.
the walleyed owl hooted softly at night.
بوق وفادار با چشمهای بیرون زده شبها به آرامی بوق میزد.
he made a walleyed face to entertain the kids.
او برای سرگرم کردن بچهها چهرهای با چشمهای بیرون زده درست کرد.
walleyed fish are popular among anglers.
ماهیهای با چشمهای بیرون زده در بین ماهیگیران محبوب هستند.
the walleyed look in his eyes hinted at trouble.
نگاه با چشمهای بیرون زده در چشمانش نشاندهنده مشکل بود.
walleyed fish
ماهی با چشمهای بیرون زده
walleyed gaze
نگاه خیره
walleyed stare
نگاه خیره
walleyed look
نگاه خیره
walleyed wonder
تعجب با چشمهای بیرون زده
walleyed expression
حالت چهره با چشمهای بیرون زده
walleyed surprise
تعجب با چشمهای بیرون زده
walleyed glance
نگاه گذرا با چشمهای بیرون زده
the walleyed fish swam gracefully in the clear water.
ماهی با چشمهای بیرون به طور ظریف در آب زلال شنا کرد.
she looked walleyed when she heard the strange noise.
وقتی صدای عجیبی شنید، چشمانش بیرون زده به نظر میرسید.
his walleyed stare made everyone uncomfortable.
نگاه خیره چشمان بیرون زده او باعث ناراحتی همه شد.
the walleyed character in the movie was quite funny.
شخصیت با چشمهای بیرون زده در فیلم بسیار خندهدار بود.
they caught a walleyed pike during their fishing trip.
آنها در سفر ماهیگیری خود یک پایک با چشمهای بیرون زده گرفتند.
her walleyed expression indicated confusion.
حالت چهرهی او با چشمهای بیرون زده نشاندهنده سردرگمی بود.
the walleyed owl hooted softly at night.
بوق وفادار با چشمهای بیرون زده شبها به آرامی بوق میزد.
he made a walleyed face to entertain the kids.
او برای سرگرم کردن بچهها چهرهای با چشمهای بیرون زده درست کرد.
walleyed fish are popular among anglers.
ماهیهای با چشمهای بیرون زده در بین ماهیگیران محبوب هستند.
the walleyed look in his eyes hinted at trouble.
نگاه با چشمهای بیرون زده در چشمانش نشاندهنده مشکل بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید