| جمع | wallfuls |
wallful of art
دیوار پر از هنر
wallful of books
دیوار پر از کتاب
wallful of plants
دیوار پر از گیاهان
wallful of photos
دیوار پر از عکس
wallful of memories
دیوار پر از خاطرات
wallful of ideas
دیوار پر از ایده ها
wallful of colors
دیوار پر از رنگ ها
wallful of quotes
دیوار پر از نقل قول ها
wallful of laughter
دیوار پر از خنده
wallful of dreams
دیوار پر از رویاها
the artist painted a wallful of vibrant colors.
هنرمند یک دیوار پر از رنگهای زنده را نقاشی کرد.
the wallful of books inspired her to write.
دیوار پر از کتاب الهامبخش او برای نوشتن شد.
he decorated the room with a wallful of photographs.
او اتاق را با دیواری پر از عکس تزئین کرد.
they created a wallful of graffiti to express their feelings.
آنها دیواری از نقاشیهای دیواری برای بیان احساسات خود ایجاد کردند.
the museum featured a wallful of ancient artifacts.
موزه دارای دیواری از آثار باستانی بود.
she filled her office with a wallful of inspirational quotes.
او دفتر خود را با دیواری از نقل قولهای الهام بخش پر کرد.
he installed a wallful of shelves for his collection.
او یک دیوار پر از قفسه برای مجموعه خود نصب کرد.
the wallful of plants brought life to the space.
دیوار پر از گیاهان زندگی را به فضا آورد.
they painted a wallful of murals for the community center.
آنها دیواری از نقاشیهای دیواری برای مرکز جامعه نقاشی کردند.
his office had a wallful of diplomas and certificates.
دفتر او دارای دیواری از مدارک و گواهینامهها بود.
wallful of art
دیوار پر از هنر
wallful of books
دیوار پر از کتاب
wallful of plants
دیوار پر از گیاهان
wallful of photos
دیوار پر از عکس
wallful of memories
دیوار پر از خاطرات
wallful of ideas
دیوار پر از ایده ها
wallful of colors
دیوار پر از رنگ ها
wallful of quotes
دیوار پر از نقل قول ها
wallful of laughter
دیوار پر از خنده
wallful of dreams
دیوار پر از رویاها
the artist painted a wallful of vibrant colors.
هنرمند یک دیوار پر از رنگهای زنده را نقاشی کرد.
the wallful of books inspired her to write.
دیوار پر از کتاب الهامبخش او برای نوشتن شد.
he decorated the room with a wallful of photographs.
او اتاق را با دیواری پر از عکس تزئین کرد.
they created a wallful of graffiti to express their feelings.
آنها دیواری از نقاشیهای دیواری برای بیان احساسات خود ایجاد کردند.
the museum featured a wallful of ancient artifacts.
موزه دارای دیواری از آثار باستانی بود.
she filled her office with a wallful of inspirational quotes.
او دفتر خود را با دیواری از نقل قولهای الهام بخش پر کرد.
he installed a wallful of shelves for his collection.
او یک دیوار پر از قفسه برای مجموعه خود نصب کرد.
the wallful of plants brought life to the space.
دیوار پر از گیاهان زندگی را به فضا آورد.
they painted a wallful of murals for the community center.
آنها دیواری از نقاشیهای دیواری برای مرکز جامعه نقاشی کردند.
his office had a wallful of diplomas and certificates.
دفتر او دارای دیواری از مدارک و گواهینامهها بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید