wanglings

[ایالات متحده]/ˈwæŋɡlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwæŋɡlɪŋ/

ترجمه

v. چیزی را با وسایل هوشمندانه یا فریبنده به دست آوردن؛ جعل یا زیبا جلوه دادن؛ فریب دادن یا گمراه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wangling a deal

بدست آوردن با حیله

wangling an invitation

به دست آوردن دعوت با حیله

wangling a favor

به دست آوردن لطف با حیله

wangling some help

به دست آوردن کمک با حیله

wangling a ticket

به دست آوردن بلیط با حیله

wangling a job

به دست آوردن شغل با حیله

wangling a raise

به دست آوردن افزایش حقوق با حیله

wangling a discount

به دست آوردن تخفیف با حیله

wangling some time

به دست آوردن زمان با حیله

wangling a response

به دست آوردن پاسخ با حیله

جملات نمونه

he was wangling his way into the exclusive party.

او داشت با حیله‌گری راه خود را به مهمانی انحصاری باز می‌کرد.

she managed to get the promotion by wangling her boss.

او با حیله‌گری بر روی مدیرش، توانست ارتقا بگیرد.

wangling a deal took a lot of negotiation skills.

به دست آوردن یک معامله با حیله‌گری، به مهارت‌های مذاکره زیادی نیاز داشت.

he spent the afternoon wangling favors from his friends.

او بعد از ظهر را صرف حیله‌گری برای گرفتن لطف از دوستانش کرد.

she was wangling tickets to the concert for weeks.

او برای هفته‌ها در حال حیله‌گری برای گرفتن بلیط کنسرت بود.

wangling a refund can sometimes be a hassle.

دریافت بازپرداخت با حیله‌گری گاهی اوقات می‌تواند دردسرساز باشد.

he is good at wangling his way out of trouble.

او در حیله‌گری برای فرار از مشکلات خوب است.

she was wangling her way into the conversation.

او داشت با حیله‌گری وارد گفتگو می‌شد.

wangling support from colleagues is essential for success.

به دست آوردن حمایت از همکاران با حیله‌گری برای موفقیت ضروری است.

he thought he could get away with wangling the rules.

او فکر کرد که می‌تواند با حیله‌گری از زیرمجموعه‌دار کردن قوانین فرار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید