wantoned

[ایالات متحده]/ˈwɒntənd/
[بریتانیا]/ˈwɑːntənd/

ترجمه

v. در افراط یا اسراف غرق شده؛ به طور دلبخواهی یا بی‌پروا عمل کرده؛ پول یا منابع را هدر داده

عبارات و ترکیب‌ها

wantoned love

عشق بی‌مهابا

wantoned attention

توجه بی‌مهابا

wantoned freedom

آزادی بی‌مهابا

wantoned peace

صلح بی‌مهابا

wantoned success

موفقیت بی‌مهابا

wantoned happiness

خوشبختی بی‌مهابا

wantoned adventure

ماجراجویی بی‌مهابا

wantoned wealth

ثروت بی‌مهابا

wantoned friendship

دوستی بی‌مهابا

wantoned change

تغییر بی‌مهابا

جملات نمونه

he wantoned for a life filled with adventure.

او برای یک زندگی پرماجراجویی میل داشت.

she wantoned to travel the world and experience different cultures.

او می‌خواست جهان را سفر کند و فرهنگ‌های مختلف را تجربه کند.

they wantoned for peace and tranquility after the chaos.

آنها پس از هرج و مرج برای صلح و آرامش میل داشتند.

he wantoned to reconnect with his childhood friends.

او می‌خواست دوباره با دوستان دوران کودکی خود ارتباط برقرار کند.

she wantoned for a sense of belonging in the new city.

او برای احساس تعلق در شهر جدید میل داشت.

they wantoned for better communication in their relationship.

آنها برای برقراری ارتباط بهتر در رابطه خود میل داشتند.

he wantoned to learn how to play the guitar.

او می‌خواست یاد بگیرد چگونه گیتار بزند.

she wantoned for a promotion at work.

او برای ارتقاء شغلی میل داشت.

they wantoned for financial security in their future.

آنها برای امنیت مالی در آینده خود میل داشتند.

he wantoned to make a difference in the community.

او می‌خواست در جامعه تغییر ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید