wantoned love
عشق بیمهابا
wantoned attention
توجه بیمهابا
wantoned freedom
آزادی بیمهابا
wantoned peace
صلح بیمهابا
wantoned success
موفقیت بیمهابا
wantoned happiness
خوشبختی بیمهابا
wantoned adventure
ماجراجویی بیمهابا
wantoned wealth
ثروت بیمهابا
wantoned friendship
دوستی بیمهابا
wantoned change
تغییر بیمهابا
he wantoned for a life filled with adventure.
او برای یک زندگی پرماجراجویی میل داشت.
she wantoned to travel the world and experience different cultures.
او میخواست جهان را سفر کند و فرهنگهای مختلف را تجربه کند.
they wantoned for peace and tranquility after the chaos.
آنها پس از هرج و مرج برای صلح و آرامش میل داشتند.
he wantoned to reconnect with his childhood friends.
او میخواست دوباره با دوستان دوران کودکی خود ارتباط برقرار کند.
she wantoned for a sense of belonging in the new city.
او برای احساس تعلق در شهر جدید میل داشت.
they wantoned for better communication in their relationship.
آنها برای برقراری ارتباط بهتر در رابطه خود میل داشتند.
he wantoned to learn how to play the guitar.
او میخواست یاد بگیرد چگونه گیتار بزند.
she wantoned for a promotion at work.
او برای ارتقاء شغلی میل داشت.
they wantoned for financial security in their future.
آنها برای امنیت مالی در آینده خود میل داشتند.
he wantoned to make a difference in the community.
او میخواست در جامعه تغییر ایجاد کند.
wantoned love
عشق بیمهابا
wantoned attention
توجه بیمهابا
wantoned freedom
آزادی بیمهابا
wantoned peace
صلح بیمهابا
wantoned success
موفقیت بیمهابا
wantoned happiness
خوشبختی بیمهابا
wantoned adventure
ماجراجویی بیمهابا
wantoned wealth
ثروت بیمهابا
wantoned friendship
دوستی بیمهابا
wantoned change
تغییر بیمهابا
he wantoned for a life filled with adventure.
او برای یک زندگی پرماجراجویی میل داشت.
she wantoned to travel the world and experience different cultures.
او میخواست جهان را سفر کند و فرهنگهای مختلف را تجربه کند.
they wantoned for peace and tranquility after the chaos.
آنها پس از هرج و مرج برای صلح و آرامش میل داشتند.
he wantoned to reconnect with his childhood friends.
او میخواست دوباره با دوستان دوران کودکی خود ارتباط برقرار کند.
she wantoned for a sense of belonging in the new city.
او برای احساس تعلق در شهر جدید میل داشت.
they wantoned for better communication in their relationship.
آنها برای برقراری ارتباط بهتر در رابطه خود میل داشتند.
he wantoned to learn how to play the guitar.
او میخواست یاد بگیرد چگونه گیتار بزند.
she wantoned for a promotion at work.
او برای ارتقاء شغلی میل داشت.
they wantoned for financial security in their future.
آنها برای امنیت مالی در آینده خود میل داشتند.
he wantoned to make a difference in the community.
او میخواست در جامعه تغییر ایجاد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید