wariest

[ایالات متحده]/ˈweəri/
[بریتانیا]/ˈweri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محتاط; دقت کننده; بی میل; متفکر.

عبارات و ترکیب‌ها

wary of strangers

محتاط در برابر غریبه‌ها

wary of scams

محتاط در برابر کلاهبرداری‌ها

wary of danger

محتاط در برابر خطر

wary of failure

محتاط در برابر شکست

wary of

محتاط در برابر

جملات نمونه

taught to be wary of strangers.

به او آموخته شده بود که از غریبه‌ها دوری کند.

He is wary of strangers.

او در مورد غریبه ها محتاط است.

a wary glance at the black clouds.

نگاهی محتاطانه به ابرها

a wary man tees up the rest of the coconuts.

یک مرد محتاط، بقیه نارگیل ها را آماده می کند.

He is wary of telling secrets to others.

او در مورد گفتن راز به دیگران محتاط است.

Paula frowned, suddenly wary.

پولا اخم کرد، ناگهان محتاط شد.

dogs which have been mistreated often remain very wary of strangers.

سگ‌هایی که مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند اغلب در برابر غریبه‌ها بسیار محتاط می‌مانند.

"A desert spadefoot frog surfaces with a wary stare at Australia's Alice Springs Desert Park.

یک قورباغه صحرایی با چشمانی محتاط از پارک صحرایی آلیس اسپرینگز استرالیا بیرون می آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید