warlords

[ایالات متحده]/ˈwɔːlɔːdz/
[بریتانیا]/ˈwɔrˌlɔrdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رهبران نظامی که یک منطقه یا سرزمین را کنترل می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

warlords unite

اتحاد فرماندهان جنگ

warlords clash

درگیری فرماندهان جنگ

warlords rise

ظهور فرماندهان جنگ

warlords fall

سقوط فرماندهان جنگ

warlords battle

نبرد فرماندهان جنگ

defeated warlords

فرماندهان جنگ شکست‌خورده

warlords' territory

سرزمین فرماندهان جنگ

warlords' power

قدرت فرماندهان جنگ

powerful warlords

فرماندهان جنگ قدرتمند

warlords' alliance

ائتلاف فرماندهان جنگ

جملات نمونه

the warlords fought for control over the territory.

قوماندان‌ها برای کنترل منطقه با یکدیگر جنگیدند.

many warlords emerged after the civil war.

پس از جنگ داخلی، بسیاری از قوماندان‌ها ظهور کردند.

the government struggled to unite the warlords.

دولت برای متحد کردن قوماندان‌ها تلاش کرد.

warlords often have their own private armies.

قوماندان‌ها اغلب ارتش‌های خصوصی خود را دارند.

negotiations between the warlords were tense.

مذاکرات بین قوماندان‌ها پرتنش بود.

the warlords imposed their own laws on the people.

قوماندان‌ها قوانین خود را بر مردم تحمیل کردند.

some warlords formed alliances to strengthen their power.

برخی از قوماندان‌ها برای تقویت قدرت خود ائتلاف‌هایی تشکیل دادند.

the rise of warlords led to widespread chaos.

ظهور قوماندان‌ها منجر به هرج و مرج گسترده شد.

warlords often engage in brutal conflicts.

قوماندان‌ها اغلب در درگیری‌های وحشیانه شرکت می‌کنند.

some warlords were once respected leaders.

برخی از قوماندان‌ها زمانی رهبران مورد احترام بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید