dictators

[ایالات متحده]/dɪkˈteɪtəz/
[بریتانیا]/dɪkˈteɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع دیکتاتور؛ حاکم با قدرت مطلق؛ تیران؛ خودکامه

عبارات و ترکیب‌ها

dictators rule

حاکمان اقتدارگر

dictators fall

اقتدارگرها سقوط می‌کنند

dictators rise

اقتدارگرها ظهور می‌کنند

dictators govern

حاکمان حکومت می‌کنند

dictators oppress

اقتدارگرها ستم می‌کنند

dictators control

حاکمان کنترل می‌کنند

dictators threaten

اقتدارگرها تهدید می‌کنند

dictators manipulate

حاکمان دستکاری می‌کنند

dictators deceive

اقتدارگرها فریب می‌دهند

جملات نمونه

dictators often suppress free speech.

حاکمان خودکامه اغلب آزادی بیان را سرکوب می‌کنند.

many dictators rule through fear and intimidation.

بسیاری از دیکتاتورها از طریق ترس و ارعاب حکومت می‌کنند.

dictatorships can lead to widespread human rights abuses.

حاکمیت دیکتاتوری می‌تواند منجر به نقض گسترده حقوق بشر شود.

some dictators maintain power for decades.

برخی از دیکتاتورها برای دهه‌ها قدرت را حفظ می‌کنند.

dictators often have a loyal military backing.

دیکتاتورها اغلب از حمایت ارتش وفادار برخوردارند.

opposition to dictators can be met with violence.

مخالفت با دیکتاتورها می‌تواند با خشونت مواجه شود.

dictators may manipulate elections to stay in power.

دیکتاتورها ممکن است انتخابات را دستکاری کنند تا در قدرت بمانند.

many dictators are overthrown by popular uprisings.

بسیاری از دیکتاتورها توسط خیزش‌های مردمی سرنگون می‌شوند.

dictators often control the media to shape public opinion.

دیکتاتورها اغلب رسانه ها را کنترل می کنند تا افکار عمومی را شکل دهند.

historical examples of dictators include hitler and stalin.

نمونه‌های تاریخی از دیکتاتورها شامل هیتلر و استالین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید