warmhearted

[ایالات متحده]/wɔːmˈhɑːtɪd/
[بریتانیا]/wɔrmˈhɑrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مهربان و دوستانه; نشان دهنده گرما و مهربانی

عبارات و ترکیب‌ها

warmhearted person

فرد مهربان

warmhearted gesture

حرکتی مهربانانه

warmhearted smile

لبخند مهربانانه

warmhearted friend

دوست مهربان

warmhearted community

جامعه مهربان

warmhearted support

حمایت مهربانانه

warmhearted soul

روح مهربان

warmhearted nature

طبع مهربان

warmhearted act

عمل مهربانانه

warmhearted leader

رهبر مهربان

جملات نمونه

she is known for her warmhearted nature.

او به خاطر طبیعت مهربانش شناخته می‌شود.

his warmhearted actions made a big difference.

اقدامات مهربانانه او تفاوت بزرگی ایجاد کرد.

they organized a warmhearted gathering for the community.

آنها یک گردهمایی مهربانانه برای جامعه ترتیب دادند.

her warmhearted smile brightens everyone's day.

لبخند مهربانانه او روز همه را روشن می‌کند.

it's important to be warmhearted in your interactions.

در تعاملات خود مهربان بودن مهم است.

he has a warmhearted approach to helping others.

او رویکرد مهربانانه‌ای برای کمک به دیگران دارد.

warmhearted gestures can uplift those in need.

حرکات مهربانانه می‌تواند کسانی را که نیاز دارند، ارتقا دهد.

she volunteers at the shelter with her warmhearted spirit.

او با روحیه مهربانش در پناهگاه داوطلبانه فعالیت می‌کند.

his warmhearted words comforted her during tough times.

کلمات مهربانانه او در زمان‌های سخت او را آرام کرد.

a warmhearted community supports those in distress.

یک جامعه مهربان از کسانی که در سختی هستند حمایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید