warmhearted person
فرد مهربان
warmhearted gesture
حرکتی مهربانانه
warmhearted smile
لبخند مهربانانه
warmhearted friend
دوست مهربان
warmhearted community
جامعه مهربان
warmhearted support
حمایت مهربانانه
warmhearted soul
روح مهربان
warmhearted nature
طبع مهربان
warmhearted act
عمل مهربانانه
warmhearted leader
رهبر مهربان
she is known for her warmhearted nature.
او به خاطر طبیعت مهربانش شناخته میشود.
his warmhearted actions made a big difference.
اقدامات مهربانانه او تفاوت بزرگی ایجاد کرد.
they organized a warmhearted gathering for the community.
آنها یک گردهمایی مهربانانه برای جامعه ترتیب دادند.
her warmhearted smile brightens everyone's day.
لبخند مهربانانه او روز همه را روشن میکند.
it's important to be warmhearted in your interactions.
در تعاملات خود مهربان بودن مهم است.
he has a warmhearted approach to helping others.
او رویکرد مهربانانهای برای کمک به دیگران دارد.
warmhearted gestures can uplift those in need.
حرکات مهربانانه میتواند کسانی را که نیاز دارند، ارتقا دهد.
she volunteers at the shelter with her warmhearted spirit.
او با روحیه مهربانش در پناهگاه داوطلبانه فعالیت میکند.
his warmhearted words comforted her during tough times.
کلمات مهربانانه او در زمانهای سخت او را آرام کرد.
a warmhearted community supports those in distress.
یک جامعه مهربان از کسانی که در سختی هستند حمایت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید