wastages

[ایالات متحده]/'weɪstɪdʒ/
[بریتانیا]/'westɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لاغری; پیری; مصرف.

عبارات و ترکیب‌ها

reduce wastage

کاهش ضایعات

minimize wastage

حداقل رساندن ضایعات

جملات نمونه

the wastage of natural resources.

هدر رفتن منابع طبیعی.

the wastage of muscle tissue.

از دست دادن بافت عضلانی.

wastage was cut by 50 per cent.

ضایعات 50 درصد کاهش یافت.

his criticism was directed at the wastage of ammunition.

انتقاد او به هدر رفتن مهمات بود.

The company has made considerable savings through good housekeeping, such as avoiding wastage.

شرکت از طریق رسیدگی خوب به منزل، مانند جلوگیری از اتلاف، صرفه جویی قابل توجهی کرده است.

Buy more paper than you need to allow for wastage.

برای جبران ضایعات، مقداری کاغذ بیشتر از نیاز خود خریداری کنید.

Voluntary redundancies and natural wastage will cut staff numbers to the required level.

تعدیل نیروهای داوطلبانه و کاهش طبیعی، تعداد کارکنان را به سطح مورد نیاز کاهش خواهد داد.

نمونه‌های واقعی

The conference has also urged to help reduce food wastage. Here's Mark Doyle.

کنفرانس همچنین از کمک به کاهش ضایعات غذایی خواسته است. این صحبت مارک دویل است.

منبع: BBC Listening September 2012 Collection

And between the two of you very little wastage.

و بین شما دو نفر، ضایعات بسیار کمی وجود دارد.

منبع: Gourmet Base

The best bit is I haven't gotta worry about any wastage at all.

بهترین بخش این است که اصلاً نباید نگران هیچ گونه اتلاف باشم.

منبع: Gourmet Base

Frank has come up with some really startling indications of wastage in our very midst.

فرانک سرنخ‌های بسیار تکان‌دهنده‌ای از اتلاف در میان ما ارائه کرده است.

منبع: Yes, Minister Season 1

Platelets only last around four or five days, so supplies have to be constantly replenished with donations, resulting in wastage.

گلبول‌های پلاکت فقط حدود چهار یا پنج روز دوام دارند، بنابراین موجودی باید به طور مداوم با اهداد خون دوباره پر شود که منجر به اتلاف می‌شود.

منبع: Selected English short passages

He improved the dynamo, dwindling on the wastage.

او دینامو را بهبود بخشید و اتلاف را کاهش داد.

منبع: Pan Pan

We need to look where across the supply chain these losses and wastage occurs.

ما باید بررسی کنیم که این تلفات و اتلاف در کدام بخش از زنجیره تامین رخ می‌دهد.

منبع: TED Talks (Video Edition) November 2018 Collection

The FAO says that " If food wastage were a country, it would be the third largest emitting country in the world."

سازمان خواربار جهانی می‌گوید: «اگر ضایعات غذایی یک کشور بود، سومین کشور پرمصرف جهان بود.»

منبع: WIL Life Revelation

Scraping on the bone so you minimise any wastage. - So then I could then go in from this side to cut the rest off.

کمی خراش روی استخوان تا بتوانید هرگونه اتلاف را به حداقل برسانید. - بنابراین می‌توانم از این سمت برای برش بقیه وارد شوم.

منبع: Gourmet Base

Moreover, much the same considerations apply to the allowance for wastage included in user cost, in so far as the wastage is not actually made good.

علاوه بر این، همان ملاحظات در مورد کسری برای اتلاف که در هزینه کاربر لحاظ می‌شود نیز صدق می‌کند، تا زمانی که این اتلاف جبران نشود.

منبع: Employment, Interest, and General Theory of Money (Volume 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید