waterbed

[ایالات متحده]/ˈwɔːtəbed/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərˌbɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تختخواب با یک تشک پر از آب؛ یک تشک پر از آب گرم
Word Forms
جمعwaterbeds

عبارات و ترکیب‌ها

waterbed mattress

تشک آب‌خواب

waterbed frame

فریم آب‌خواب

waterbed heater

هیتر آب‌خواب

waterbed cover

روکش آب‌خواب

waterbed maintenance

نگهداری آب‌خواب

waterbed repair

تعمیرات آب‌خواب

waterbed setup

راه اندازی آب‌خواب

waterbed benefits

مزایای آب‌خواب

waterbed sales

فروش آب‌خواب

waterbed accessories

لوازم جانبی آب‌خواب

جملات نمونه

i love sleeping on my waterbed.

من عاشق خوابیدن روی تخت آب‌نمایم.

the waterbed provides great support for my back.

تخت آب‌نما پشتیبانی فوق‌العاده‌ای برای کمر من فراهم می‌کند.

adjusting the water level in the waterbed is important.

تنظیم سطح آب در تخت آب‌نما مهم است.

he bought a new waterbed for his bedroom.

او یک تخت آب‌نمای جدید برای اتاق خوابش خرید.

waterbeds can be a bit heavy when filled.

تخت‌های آب‌نما ممکن است وقتی پر باشند کمی سنگین باشند.

she prefers a waterbed over a traditional mattress.

او ترجیح می‌دهد یک تخت آب‌نما را نسبت به یک تشک سنتی انتخاب کند.

maintaining a waterbed requires regular care.

نگهداری از یک تخت آب‌نما نیاز به مراقبت منظم دارد.

he enjoys the soothing sensation of his waterbed.

او از حس آرامش‌بخش تخت آب‌نمای خود لذت می‌برد.

they decided to sell their old waterbed.

آنها تصمیم گرفتند تخت آب‌نمای قدیمی خود را بفروشند.

waterbeds are known for their unique sleeping experience.

تخت‌های آب‌نما به خاطر تجربه خواب منحصر به فردشان شناخته شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید