waterboy

[ایالات متحده]/ˈwɔːtəbɔɪ/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərbɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که آب به کارگران، بازیگران ورزشی یا دام‌ها تأمین می‌کند.
شکل‌های واژه
جمعwaterboys

عبارات و ترکیب‌ها

the waterboy

آب‌پاش

be a waterboy

آب‌پاش شوید

waterboy tryouts

آزمون‌های آب‌پاش

waterboy position

موقعیت آب‌پاش

waterboy job

وظیفه آب‌پاش

waterboy duty

وظیفه آب‌پاش

waterboy experience

تجربه آب‌پاش

waterboy training

آموزش آب‌پاش

waterboy uniform

پوشاک آب‌پاش

being a waterboy

بودن یک آب‌پاش

جملات نمونه

the waterboy passed out water to the exhausted marathon runners.

آب‌دهن به دویدندگان ماراتون خسته را توزیع کرد.

every team needs a dedicated waterboy during hot summer practices.

هر تیم نیاز به یک آب‌دهن وفادار در تمرینات تابستانی گرم دارد.

the waterboy refilled the cooler continuously throughout the championship game.

آب‌دهن به طور مداوم ظرف سردکن را در طول بازی جام بازیش می‌کرد.

he started as a humble waterboy before becoming the team captain.

او ابتدا به عنوان یک آب‌دهن ساده شروع کرد و سپس به سرپرداز تیم تبدیل شد.

the waterboy cheered loudly from the sidelines during the crucial match.

آب‌دهن در طول بازی حیاتی از کنار زمین به شدت تشویق می‌کرد.

we need to hire an experienced waterboy for the intensive training camp.

ما نیاز داریم یک آب‌دهن با تجربه را برای کمپ تمرینی شدید استخدام کنیم.

the waterboy kept the players hydrated with ice-cold sports drinks.

آب‌دهن با نوشیدنی‌های ورزشی سرد، بازیکنان را ترکیب‌آبی نگه داشت.

working as a waterboy taught him valuable lessons about perseverance and dedication.

کار کردن به عنوان یک آب‌دهن به او درس‌های ارزشمندی در مورد پشتکار و وفاداری آموخت.

the waterboy managed to stay focused despite the scorching heat on the field.

آب‌دهن موفق شد در حالی که گرمای شدید زمین وجود داشت، متمرکز بماند.

our reliable waterboy always arrives thirty minutes early to prepare everything.

آب‌دهن مطمئن ما همیشه ۳۰ دقیقه زودتر می‌آید تا همه چیز را آماده کند.

the waterboy developed impressive arm strength from carrying heavy water jugs.

آب‌دهن با حمل جعبه‌های آب سنگین، قدرت دست‌های بسیار خوبی پیدا کرد.

she credited her leadership skills to her background as a waterboy in college.

او مهارت رهبری خود را به دلیل سابقه‌اش به عنوان آب‌دهن در دانشگاه قدردانی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید