watergates

[US]/ˈwɔːtəɡeɪts/
[UK]/ˈwɔːtərɡeɪts/

Translation

n. رسوایی‌های سیاسی مشابه به رسوایی واترگیت
v. در یک رسوایی درگیر شدن

Phrases & Collocations

watergates open

دروازه‌های آب باز

watergates closed

دروازه‌های آب بسته

watergates overflow

سرریز شدن دروازه‌های آب

watergates control

کنترل دروازه‌های آب

watergates system

سیستم دروازه‌های آب

watergates adjustment

تنظیم دروازه‌های آب

watergates maintenance

نگهداری دروازه‌های آب

watergates inspection

بازرسی دروازه‌های آب

watergates operation

عملکرد دروازه‌های آب

watergates monitoring

نظارت بر دروازه‌های آب

Example Sentences

the watergates were opened to manage the floodwaters.

دروازه‌های آبی برای مدیریت آب‌های سیلابی باز شدند.

farmers rely on the watergates for irrigation.

کشاورزان برای آبیاری به دروازه‌های آبی متکی هستند.

we need to inspect the watergates regularly.

ما باید به طور منظم دروازه‌های آبی را بررسی کنیم.

the maintenance of watergates is crucial for water management.

نگهداری از دروازه‌های آبی برای مدیریت آب بسیار مهم است.

during the storm, the watergates helped prevent damage.

طی طوفان، دروازه‌های آبی به جلوگیری از خسارت کمک کردند.

engineers designed the watergates to withstand heavy pressure.

مهندسان دروازه‌های آبی را برای مقاومت در برابر فشار زیاد طراحی کردند.

watergates play a vital role in flood control systems.

دروازه‌های آبی نقش حیاتی در سیستم‌های کنترل سیل دارند.

local authorities are responsible for the upkeep of watergates.

مقامات محلی مسئولیت نگهداری از دروازه‌های آبی را بر عهده دارند.

watergates can help regulate river levels effectively.

دروازه‌های آبی می‌توانند به طور موثر سطح رودخانه را تنظیم کنند.

properly functioning watergates ensure safe navigation.

دروازه‌های آبی که به درستی کار می‌کنند، از ناوبری ایمن اطمینان حاصل می‌کنند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now