watergates open
دروازههای آب باز
watergates closed
دروازههای آب بسته
watergates overflow
سرریز شدن دروازههای آب
watergates control
کنترل دروازههای آب
watergates system
سیستم دروازههای آب
watergates adjustment
تنظیم دروازههای آب
watergates maintenance
نگهداری دروازههای آب
watergates inspection
بازرسی دروازههای آب
watergates operation
عملکرد دروازههای آب
watergates monitoring
نظارت بر دروازههای آب
the watergates were opened to manage the floodwaters.
دروازههای آبی برای مدیریت آبهای سیلابی باز شدند.
farmers rely on the watergates for irrigation.
کشاورزان برای آبیاری به دروازههای آبی متکی هستند.
we need to inspect the watergates regularly.
ما باید به طور منظم دروازههای آبی را بررسی کنیم.
the maintenance of watergates is crucial for water management.
نگهداری از دروازههای آبی برای مدیریت آب بسیار مهم است.
during the storm, the watergates helped prevent damage.
طی طوفان، دروازههای آبی به جلوگیری از خسارت کمک کردند.
engineers designed the watergates to withstand heavy pressure.
مهندسان دروازههای آبی را برای مقاومت در برابر فشار زیاد طراحی کردند.
watergates play a vital role in flood control systems.
دروازههای آبی نقش حیاتی در سیستمهای کنترل سیل دارند.
local authorities are responsible for the upkeep of watergates.
مقامات محلی مسئولیت نگهداری از دروازههای آبی را بر عهده دارند.
watergates can help regulate river levels effectively.
دروازههای آبی میتوانند به طور موثر سطح رودخانه را تنظیم کنند.
properly functioning watergates ensure safe navigation.
دروازههای آبی که به درستی کار میکنند، از ناوبری ایمن اطمینان حاصل میکنند.
watergates open
دروازههای آب باز
watergates closed
دروازههای آب بسته
watergates overflow
سرریز شدن دروازههای آب
watergates control
کنترل دروازههای آب
watergates system
سیستم دروازههای آب
watergates adjustment
تنظیم دروازههای آب
watergates maintenance
نگهداری دروازههای آب
watergates inspection
بازرسی دروازههای آب
watergates operation
عملکرد دروازههای آب
watergates monitoring
نظارت بر دروازههای آب
the watergates were opened to manage the floodwaters.
دروازههای آبی برای مدیریت آبهای سیلابی باز شدند.
farmers rely on the watergates for irrigation.
کشاورزان برای آبیاری به دروازههای آبی متکی هستند.
we need to inspect the watergates regularly.
ما باید به طور منظم دروازههای آبی را بررسی کنیم.
the maintenance of watergates is crucial for water management.
نگهداری از دروازههای آبی برای مدیریت آب بسیار مهم است.
during the storm, the watergates helped prevent damage.
طی طوفان، دروازههای آبی به جلوگیری از خسارت کمک کردند.
engineers designed the watergates to withstand heavy pressure.
مهندسان دروازههای آبی را برای مقاومت در برابر فشار زیاد طراحی کردند.
watergates play a vital role in flood control systems.
دروازههای آبی نقش حیاتی در سیستمهای کنترل سیل دارند.
local authorities are responsible for the upkeep of watergates.
مقامات محلی مسئولیت نگهداری از دروازههای آبی را بر عهده دارند.
watergates can help regulate river levels effectively.
دروازههای آبی میتوانند به طور موثر سطح رودخانه را تنظیم کنند.
properly functioning watergates ensure safe navigation.
دروازههای آبی که به درستی کار میکنند، از ناوبری ایمن اطمینان حاصل میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید