wateriest

[ایالات متحده]/ˈwɔːtərist/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərɪəst/

ترجمه

adj. آبدارترین; مرطوب‌ترین; بی‌مزه‌ترین

عبارات و ترکیب‌ها

wateriest part

بیشترین میزان آب

wateriest region

منطقه با بیشترین آب

wateriest soil

خاک با بیشترین آب

wateriest season

فصل با بیشترین آب

wateriest climate

آب و هوای با بیشترین آب

wateriest area

منطقه با بیشترین آب

wateriest moment

لحظه با بیشترین آب

wateriest landscape

مناظر با بیشترین آب

wateriest texture

بافت با بیشترین آب

wateriest drink

نوشیدنی با بیشترین آب

جملات نمونه

the wateriest soup i ever tasted was at that new restaurant.

آبدارترین سوپی که تا به حال چشیده بودم در آن رستوران جدید بود.

she always prefers the wateriest fruits like watermelon and cucumber.

او همیشه میوه های آبدار مانند هندوانه و خیار را ترجیح می دهد.

the wateriest part of the garden is where the flowers thrive.

آبدارترین قسمت باغ جایی است که گل ها رشد می کنند.

after the rain, the ground was the wateriest i've ever seen.

بعد از باران، زمین آبدارترین چیزی بود که تا به حال دیده ام.

he described the wateriest landscape as a paradise for photographers.

او منظره آبدار را به عنوان بهشت ​​برای عکاسان توصیف کرد.

the wateriest drink at the party was definitely the punch.

قطعا آبدارترین نوشیدنی در مهمانی پانچ بود.

she loves the wateriest salad dressings for their refreshing taste.

او عاشق سس های سالاد آبدار به دلیل طعم دلپذیرشان است.

in summer, i enjoy the wateriest snacks like popsicles and fruit salads.

در تابستان، من از میان وعده های آبدار مانند پاپسیکل و سالاد میوه لذت می برم.

the wateriest regions are often the most biodiverse.

مناطق آبدار اغلب متنوع ترین هستند.

for a refreshing drink, i prefer the wateriest options available.

برای یک نوشیدنی خنک کننده، من گزینه های آبدار موجود را ترجیح می دهم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید