waterlines

[ایالات متحده]/ˈwɔːtəlaɪnz/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərlaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(جمع) خطوط روی یک کشتی که سطح آب را نشان می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

waterlines marked

خطوط آب‌رسانی مشخص شده

waterlines drawn

خطوط آب‌رسانی ترسیم شده

waterlines adjusted

خطوط آب‌رسانی تنظیم شده

waterlines defined

خطوط آب‌رسانی تعریف شده

waterlines visible

خطوط آب‌رسانی قابل مشاهده

waterlines checked

خطوط آب‌رسانی بررسی شده

waterlines updated

خطوط آب‌رسانی به‌روزرسانی شده

waterlines indicated

خطوط آب‌رسانی نشان داده شده

waterlines calculated

خطوط آب‌رسانی محاسبه شده

waterlines established

خطوط آب‌رسانی ایجاد شده

جملات نمونه

the waterlines on the ship indicate its stability.

خطوط آب نشان‌دهندهٔ ثبات کشتی هستند.

we need to check the waterlines before the storm arrives.

ما باید خطوط آب را قبل از رسیدن طوفان بررسی کنیم.

proper maintenance of waterlines is essential for safety.

نگهداری مناسب از خطوط آب برای ایمنی ضروری است.

the architect designed the building with clear waterlines.

معمار ساختمان را با خطوط آب واضح طراحی کرد.

waterlines can help determine the height of the tide.

خطوط آب می‌توانند به تعیین ارتفاع جزر و مد کمک کنند.

marking the waterlines will help us in the construction process.

علامت‌گذاری خطوط آب به ما در فرآیند ساخت کمک خواهد کرد.

during the inspection, we found the waterlines were damaged.

در طول بازرسی، متوجه شدیم که خطوط آب آسیب دیده اند.

understanding waterlines is crucial for marine navigation.

درک خطوط آب برای ناوبری دریایی بسیار مهم است.

the artist used waterlines to create a sense of depth.

هنرمند از خطوط آب برای ایجاد حس عمق استفاده کرد.

waterlines can vary depending on the water level.

خطوط آب ممکن است بسته به سطح آب متفاوت باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید