watersheds

[ایالات متحده]/ˈwɔːtəʃɛdz/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərʃɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطوط تقسیم بین حوضه‌های آب‌ریز مختلف؛ منطقه‌ای از زمین که به یک رودخانه یا دریاچه خاص تخلیه می‌شود؛ نقاط عطف یا لحظات بحرانی

عبارات و ترکیب‌ها

drainage watersheds

حوضه‌های آبریز زهکشی

urban watersheds

حوضه‌های آبریز شهری

natural watersheds

حوضه‌های آبریز طبیعی

protected watersheds

حوضه‌های آبریز حفاظت‌شده

local watersheds

حوضه‌های آبریز محلی

major watersheds

حوضه‌های آبریز اصلی

watersheds management

مدیریت حوضه‌های آبریز

watersheds restoration

بازسازی حوضه‌های آبریز

healthy watersheds

حوضه‌های آبریز سالم

watersheds protection

حفاظت از حوضه‌های آبریز

جملات نمونه

watersheds play a crucial role in the ecosystem.

حوضه‌ها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

the health of watersheds affects water quality.

سلامت حوضه‌ها بر کیفیت آب تأثیر می‌گذارد.

conservation efforts focus on protecting watersheds.

تلاش‌های حفاظتی بر حفاظت از حوضه‌ها متمرکز است.

watersheds can be impacted by urban development.

حوضه‌ها می‌توانند تحت تأثیر توسعه شهری قرار گیرند.

understanding watersheds helps in managing water resources.

درک حوضه‌ها به مدیریت منابع آب کمک می‌کند.

watersheds are essential for maintaining biodiversity.

حوضه‌ها برای حفظ تنوع زیستی ضروری هستند.

many species rely on healthy watersheds for survival.

بسیاری از گونه‌ها برای بقا به حوضه‌های سالم متکی هستند.

watersheds can be affected by climate change.

حوضه‌ها می‌توانند تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی قرار گیرند.

restoring degraded watersheds is a priority for ecologists.

بازسازی حوضه‌های تخریب‌شده اولویت محققان محیط‌زیست است.

communities often work together to protect their watersheds.

جامعه‌ها اغلب برای محافظت از حوضه‌های خود با یکدیگر همکاری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید