wattled

[ایالات متحده]/ˈwɒt.əld/
[بریتانیا]/ˈwɑː.təld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای غده‌های گوشتی; ساخته شده از شاخه‌های بافته شده
v. زمان گذشته و شکل گذشته participle از wattle

عبارات و ترکیب‌ها

wattled bird

پر طاووسی

wattled crane

غراب طاووسی

wattled guineafowl

مرغ طاووسی

wattled cassowary

کازوآر طاووسی

wattled turkey

گوشنی طاووسی

wattled hornbill

حلقه‌بغل‌دار نوک‌دار

wattled lizard

لاک‌پشت طاووسی

wattled snake

مار طاووسی

wattled frog

قورباغه طاووسی

wattled chameleon

تمیم‌گنجشک طاووسی

جملات نمونه

the bird's throat was wattled, making it look unique.

گلوگاه پرنده دارای غده بود که باعث می‌شد ظاهری منحصر به فرد داشته باشد.

he admired the wattled appearance of the exotic chicken.

او به ظاهر غده‌دار مرغ عجیب و غریب علاقه داشت.

the wattled neck of the turkey was quite impressive.

گردن غده‌دار بوقلمون بسیار چشمگیر بود.

wattled lizards are fascinating creatures to observe.

لاک‌پشت‌های غده‌دار موجوداتی جذاب برای مشاهده هستند.

she wore a wattled necklace made of colorful beads.

او یک گردنبند غده‌دار با مهره‌های رنگارنگ به تن داشت.

the wattled design on the pottery caught my eye.

طرح غده‌دار روی سفال توجه من را جلب کرد.

farmers often raise wattled birds for their unique look.

کشاورزان اغلب پرندگان غده‌دار را به دلیل ظاهر منحصر به فردشان پرورش می‌دهند.

the wattled texture of the fabric added character to the dress.

بافت غده‌دار پارچه شخصیتی به لباس اضافه کرد.

wattled animals are often featured in wildlife documentaries.

حیوانات غده‌دار اغلب در مستندهای حیات وحش به تصویر کشیده می‌شوند.

he noticed the wattled skin of the old tortoise.

او پوست غده‌دار لاک‌پشت پیر را متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید