wattled bird
پر طاووسی
wattled crane
غراب طاووسی
wattled guineafowl
مرغ طاووسی
wattled cassowary
کازوآر طاووسی
wattled turkey
گوشنی طاووسی
wattled hornbill
حلقهبغلدار نوکدار
wattled lizard
لاکپشت طاووسی
wattled snake
مار طاووسی
wattled frog
قورباغه طاووسی
wattled chameleon
تمیمگنجشک طاووسی
the bird's throat was wattled, making it look unique.
گلوگاه پرنده دارای غده بود که باعث میشد ظاهری منحصر به فرد داشته باشد.
he admired the wattled appearance of the exotic chicken.
او به ظاهر غدهدار مرغ عجیب و غریب علاقه داشت.
the wattled neck of the turkey was quite impressive.
گردن غدهدار بوقلمون بسیار چشمگیر بود.
wattled lizards are fascinating creatures to observe.
لاکپشتهای غدهدار موجوداتی جذاب برای مشاهده هستند.
she wore a wattled necklace made of colorful beads.
او یک گردنبند غدهدار با مهرههای رنگارنگ به تن داشت.
the wattled design on the pottery caught my eye.
طرح غدهدار روی سفال توجه من را جلب کرد.
farmers often raise wattled birds for their unique look.
کشاورزان اغلب پرندگان غدهدار را به دلیل ظاهر منحصر به فردشان پرورش میدهند.
the wattled texture of the fabric added character to the dress.
بافت غدهدار پارچه شخصیتی به لباس اضافه کرد.
wattled animals are often featured in wildlife documentaries.
حیوانات غدهدار اغلب در مستندهای حیات وحش به تصویر کشیده میشوند.
he noticed the wattled skin of the old tortoise.
او پوست غدهدار لاکپشت پیر را متوجه شد.
wattled bird
پر طاووسی
wattled crane
غراب طاووسی
wattled guineafowl
مرغ طاووسی
wattled cassowary
کازوآر طاووسی
wattled turkey
گوشنی طاووسی
wattled hornbill
حلقهبغلدار نوکدار
wattled lizard
لاکپشت طاووسی
wattled snake
مار طاووسی
wattled frog
قورباغه طاووسی
wattled chameleon
تمیمگنجشک طاووسی
the bird's throat was wattled, making it look unique.
گلوگاه پرنده دارای غده بود که باعث میشد ظاهری منحصر به فرد داشته باشد.
he admired the wattled appearance of the exotic chicken.
او به ظاهر غدهدار مرغ عجیب و غریب علاقه داشت.
the wattled neck of the turkey was quite impressive.
گردن غدهدار بوقلمون بسیار چشمگیر بود.
wattled lizards are fascinating creatures to observe.
لاکپشتهای غدهدار موجوداتی جذاب برای مشاهده هستند.
she wore a wattled necklace made of colorful beads.
او یک گردنبند غدهدار با مهرههای رنگارنگ به تن داشت.
the wattled design on the pottery caught my eye.
طرح غدهدار روی سفال توجه من را جلب کرد.
farmers often raise wattled birds for their unique look.
کشاورزان اغلب پرندگان غدهدار را به دلیل ظاهر منحصر به فردشان پرورش میدهند.
the wattled texture of the fabric added character to the dress.
بافت غدهدار پارچه شخصیتی به لباس اضافه کرد.
wattled animals are often featured in wildlife documentaries.
حیوانات غدهدار اغلب در مستندهای حیات وحش به تصویر کشیده میشوند.
he noticed the wattled skin of the old tortoise.
او پوست غدهدار لاکپشت پیر را متوجه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید